درباره هدف های یک وسیله
نوشته قبلی من درباره لنگه کفش خبرنگار عراقی با مخالفت اکثریت خوانندگان روبرو شد. اما چند نکته: الف: من اعتقاد دارم که هر کس باید واکنش متناسب با شان و جایگاه خویش نشان دهد، به همین دلیل ساده با پرتاب لنگه کفش از جانب یک خبرنگار مخالفم، نه به دلیل دفاع از بوش. ب: حفظ حرمت یک شخصیت عالیرتبه قانونی که همراه با رئیس جمهور کشور میزبان در کنفرانس خبری شرکت کرده است را بدیهی می دانم. دقت کنید که ما درباره یک عمل انجام شده صحبت می کنیم، نه افراد، که مثلا بخواهیم بوش و احمدی نژاد را مقایسه کنیم. پس هدف، وسیله را توجیه نمی کند. اگر چنین نیست، پس ما هم نباید اگر احتمالا در ماه های آینده مثلا مجاهدین خلق در یک سفر خارجی احمدی نژاد به سوی او لنگه کفش پرت کردند، ناراحت شویم. چون آنها هم استدلال های خاص خودشان را دارند، مانند اتفاقی که در دانشگاه کالیفرنیا برای احمدی نژاد افتاد و البته که نادرست بود. ج: قبل از حمله بوش به عراق، چه کسی بر عراق حکومت می کرد؟ صدام حسین. مردی که هنوز گورهای دسته جمعی ناشی از جنایاتش در عراق کشف می شود. حمله به شیعیان بصره، بمباران شیمایی حلبچه و ... را یادتان هست. قربانی شدن کردها و سالها رنج و شکنجه اسرای ایرانی. این خبرنگار که اکنون سمبل آزادیخواهی و مردانگی شده است، آن زمان کجا بود و چه می کرد؟ برگه ای اعتراض از او بر جای مانده است. اساسا جرات و یا حق اعتراض داشت؟ ... در این باره بیشتر فکر کنیم.
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.