چند روزی جشنواره مطبوعات بودم، به عنوان عضو ستاد خبری جشنواره گزارش تهیه می کردم. تجربه خوبی بود. جشنواره هم خوب بود. چهره های سیاسی، ورزشی، مطبوعاتی بسیاری آمده بودند. از جشنواره چند خاطره حاشیه ای در ذهنم مانده:
1- پیرمردی یقه کروبی را چسبیده بود که آقا سوال شرعی دارم. بنده خدا کروبی بالاخره ناچار به پاسخگویی شد. پیرمرد گفت: اگر خاتمی بیاید، کنار می روی؟
2- مرد جوانی پی لنکرانی می دوید و فریاد می زد: آقای وزیر، تو چرا همیشه خاکستری می پوشی، ناسلامتی وزیر بهداشتی، شاد بپوش.
3- در دیدار صفار هرندی با مدیرمسئولان نشریات خارجی، خبرنگار بوستون کلاب پرسید که چرا خبرنگاران ایرانی که برای پوشش انتخابات راهی آمریکا بوده اند را در فرودگاه امام متوقف کرده اید؟ وزیر ارشاد هم خودش به کوچه علی چپ زد و کلی از آمریکا انتقاد کرد که چرا علیرغم اینکه درباره دموکراسی داد و فریاد می کند، با خبرنگاران ایرانی بد برخورد می کند.
4- وقتی بلندگو نام میهمانان جشنواره را می خواند و مثلا می گفت آقای دکتر جهرمی، مهندس جوانفکر و ...، پچ پچ درباره مدرک و کردان بالا می گرفت. این مارک بدجوری به پیشانی دولت احمدی نژاد چسبیده است. کما اینکه شریعتمداری هم در غرفه کیهان هرچه کرد، نتوانست حداقل توضیحی درباره رفتار احمدی نژاد بدهد.
5- استقبال چهره های سیاسی از جشنواره فوق العاده بود. کلی هم وقت می گذاشتند. پور محمدی و کروبی چند ساعت بودند و کلی مصاحبه کردند. جهرمی، بهبهانی، زاهدی، لنکرانی، تاج زاده، محمد رضا خاتمی، جوانفکر، الهام، بسیاری از نمایندگان مجلس، محصولی، فتاح، شریعتمداری، مرعشی، حبیبی، دعایی، فرزندان هاشمی رفسنجانی، عطریانفر، توکلی، زیباکلام، افروغ، هادی ساعی، امیر رضا خادم، کلهر، مجید مجیدی، ... از همه قماش آمده بودند.
6- منتقدان دولت در حاشیه بودند. فارس، کیهان، ایران و جام جم میدان داری می کردند. بحث و جدل ها هم شنیدنی و دیدنی بود. یکبار در غرفه روزنامه اعتماد ( یا اعتماد ملی)، بحث و جدل ها به مشت و لگد ختم شد.
7- روز آخر هم احمدی نژاد آمد. روال کار هر روز ساعت 9 صبح بود. آن روز گفتند که ساعت 6:45 بیایید. خواب را ترجیح دادم.