تو اين چند روز سعي كردم درباره مسائل تونس، مصر، يمن، اردن و سوريه مطالب تحليلي بخونم. نكته اول اين بود كه در چنين مواقعي واقعا متوجه ميشي كه اكثر كارشناسان، اساتيد محترم دانشگاه و ... چيزي حاليشون نيست. بي سبب نيست كه دستگاه سياست خارجي ما همواره به گندزدن مشغول است، بنده خدا ها به كدوم كارشناس  ورزيده داخلي تكيه كنن؟ از همين زاويه مي‌توان برخي مواضع ذوق ‌ده داخلي را هم تحليل كرد. نكته دوم اينكه در اين تحليل هاي داخلي كه سعي در انطباق زرد، قرمز و سبز مسائل اين كشورها با انقلاب اسلامي و امثالهم داشتند، واقعا هيچ نگاه تطبيقي و همه جانبه اي وجود نداشت و فقط همه كارشناسان و سياستمداران ايراني عزمشان بر اين استوار بود كه از يك زوايه به موضوع نگاه كنند و هر كسي از ظن خود،‌ شد يار تحولات جهان عرب. در مجموع، نتيجه يك هفته تلاش براي يافتن تحليل هاي متقن از نگاه كارشناسان ايراني، هيچ بود. و شايد اگر چند ترجمه از منابع خارجي نبود،‌ اصل موضوع هم قابل درك نبود.