حسن روحانی، دیپلمات خوش تیپ و دردسرهای هسته ای
خوش تیپ و اهل رسانه
شیخ حسن فریدون روحانی، خوش تیپ و خوش پوش است. علاوه بر تحصیلات حوزوی، حقوق هم خوانده و در روزگار جوانی در بریتانیا، از دانشگاه گلاسگو دکترای حقوق اساسی گرفته است. حسن روحانی سابقه ای دیرینه در نمایندگی مجلس دارد، او پنج دوره اول در پارلمان بود و در مجلس چهارم و پنجم در مقام نایب رئیس ناطق نوری حضور داشت. از سال 78 تاکنون هم در مجلس خبرگان رهبری، نماینده سمنانی ها و تهرانی ها بوده است. روحانی اهل رسانه هم هست، علاوه بر فصلنامه تحقیقاتی راهبرد که سال هاست زیر نظر او منتشر می شود، چندی پیش هم کتاب خاطرات دوران حضورش در راس پرونده هسته ای ایران را در 600 صفحه با عنوان " «امنیت ملی و دیپلماسی هستهیی" منتشر کرد که البته با استقبال چندانی مواجه نشد. خودش هم چندی پیش در دیدار با مدیران دوره هاشمی از این موضوع گله کرده و گفته " 600 صفحه خاطرات نوشتم ولی یک برگ جواب دریافت نکردم." قبل از این کتاب هم جلد اول خاطراتش درباره فعالیت های انقلابی اش را منتشر کرده بود. جلد دومش هم گویا درباره فعالیت هایش در جنگ هشت ساله است. علاوه بر این ها هشت جلد کتاب دیگر هم نوشته است. خانواده حسن روحانی چندان اهل سیاست نیستند. دخترش در اتریش اقامت دارد و نوروز امسال سفر روحانی برای دیدار با آنها حاشیه ساز شد و برخی آنها را محرمانه و برای گفت و گوهایی درباره پرونده هسته ای دانستند که توسط روحانی تکذیب شد.
دردسرهای پرونده هسته ای
در طول همه این سال ها اما یک موضوع وجه مشخص سیاست ورزی حسن روحانی بوده است؛ همراهی با هاشمی رفسنجانی. این همراهی از سال 62 که او معاون هاشمی در فرماندهی جنگ را بر عهده گرفت، به طور جدی کلید خورد و در طول نزدیک به سی سال گذشته ادامه یافته است. اکنون رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است، سمتی که از سال 71 تاکنون به نام او ثبت شده است. او در مجمع تشخیص مصلحت هم نزدیک ترین چهره به هاشمی شناخته می شود. در دوران هاشمی 8 سال دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و در دوران خاتمی هم این رویه تکرار شد، دورانی پر از فراز و نشیب که پیامدهایش احتمالا بر سرنوشت آرای وی در انتخابات آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. روحانی البته از سال 68 تاکنون نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هم هست و در واقع اختلافش با احمدی نژاد درباره مدیریت پرونده هسته ای که منجر به تغییر او شد، سبب نشده که ارتباطش با این نهاد قطع شود. مسائل مرتبط با نحوه مدیریت او در پرونده هسته ای که تنها از سوی احمدی نژاد مورد انتقاد نبود و علی لاریجانی نیز ثمره دوران روحانی را به دادن مروارید و گرفتن آب نبات تشبیه کرد. روحانی بعدها سعی کرد پاسخ کنایه لاریجانی را این چنین بدهد: « ما بين دوچرخه و پيكان و بنز بايد يكي را انتخاب ميكرديم. خوب تصميم بر اين بود كه ما بنز سوار نشويم. پس ما مانديم و پيكان و دوچرخه. بنز آمريكا بود. پيكان اروپا بود و دوچرخه نيز كشورهاي غيرمتعهد بودند. پس ما پيكان سوار شديم.» با وجود چنین پاسخ هایی، منتقدان حسن روحانی قرارداد امضاشده بین او و وزرای خارجه کشورهای اروپایی که در کاخ سعدآباد امضا شد را ننگین می دانند و دستاورد این قرارداد را پلمپ شدن برنامه هسته ای و عقب افتادن سرعت پیشرفت ایران می دانند، بدون اینکه نتیجه دیپلماتیکی داشته باشد. روز برگزاری مذاکرات نیز تظاهراتی توسط برخی منتقدان وی برگزار شد که در کتاب خاطرات روحانی بدان اشاره شده است: «بعد از مصاحبه مطبوعاتی (وزرای سه کشور اروپایی در تهران) به ما گفتند تعدادی از دانشجویان بیرون ساختمان سعدآباد جمع شده و شعار می دهند. آقای خرازی به جک استراو گفت ببینید چقدر کار سختی است. دانشجویان بیرون کاخ تظاهرات می کنند. استراو در پاسخ گفت چقدر به آنها پول داده اید؟!» حسن عباسی خرداد 88، حسن روحانی، میرحسین موسوی و محسن رضایی را مثلث « ما نمی توانیم» نام نهاد و انتقادات تندی علیه او مطرح کرد که منجر به شکایت حسن روحانی و بازداشت عباسی شد. عباسی مردادماه امسال هم گفت حسن روحانی پیرو مدل های اقتصادی غربی است و حضور او در مجلس خبرگان رهبری مایه تاسف است.
حاشیه های یک پرونده
در کنار مسائل کلان این دوران، حاشیه های مرتبط با اعضای نزدیک به روحانی در تیم هسته ای هم بسی ماجرا آفرید. حسین موسویان، کارشناس نزدیک به او در رابطه با همین مسائل بازداشت شد و پس از آزادی هم راهی آمریکا شد. سیروس ناصری دیگر عضو این تیم هم در مسائل اقتصادی دچار مشکلاتی شد و وقتی حرف از احتمال بازداشتش به میان آمد، از کشور خارج شد. روحانی درباره مسائل پرونده هسته ای به شدت حساس است و سال گذشته وقتی مستند تلویزیونی صراط از صداوسیما پخش شد و انتقاداتی علیه مدیریت او در این رابطه مطرح شد، بلافاصله واکنش نشان داد و گفت این برنامه گزینشی، مخرب، سراسر اهانتآمیز، خلاف واقع و با تکیه بر حرف های بی اساس ساخته شده بود. انتظار می رود در انتخابات آینده نیز انتقادات رقبای روحانی و واکنش او به این مسئله، حاشیه های تازه ای برایش رقم بزند. با این وجود، روحانی با توجه به پر رنگ بودن مسائل دیپلماتیک در انتخابات آینده، بر روی سابقه حضورش در مناسبات بین المللی به عنوان یک فاکتور برتر نسبت به رقبا تاکید می کند.
نهادهای حامی
اما اولین پرسش درباره حضور حسن روحانی در انتخابات شاید این باشد که چه کسی در کنار او خواهد ایستاد. اول از سمت اصولگرایان شروع کنیم. او عضو جامعه روحانیت مبارز است، در واقع عضو طیف هاشمی این ستاد است. مثلث ناطق نوری، هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی البته سال هاست که در این نهاد گوشه نشین شده اند و بعید است که این نهاد روحانی در انتخابات آینده در کنار روحانی بایستد. در میان اصولگرایان فعلا نمی توان نهاد دیگری را یافت که متمایل به آرای سیاسی حسن روحانی باشد. در میانه اصولگرایان و اصلاح طلبان اما حزب اعتدال و توسعه ایستاده است. چیزی شبیه حزب ایستادگی که حامی محسن رضایی است. مشهورترین چهره اش نوبخت است که اکنون همکار روحانی است. اما در میان شخصیت های حقوقی، هاشمی رفسنجانی به احتمال زیاد از او حمایت کند. تاکنون دو فرزند هاشمی یعنی یاسر و محسن به صراحت از او حمایت کرده اند. هاشمی زمانی به خاتمی گفته حسن روحانی را به عنوان معاون اول انتخاب کن تا سال 84 بتواند رئیس جمهور شود. خاتمی گوش نکرد، در انتخابات 88 نیز فرصت فراهم نشد و اینک شاید برای هاشمی بهترین فرصت فراهم شده باشد که اگر خودش نتواند بیاید، نزدیک ترین چهره به خودش را رئیس جمهور کند. به همین دلیل خیلی ها او را کاندیدای دولت وحدت ملی می دانند. با این حال اگر پیش شرط تحقق دولت وحدت ملی را استقبال اصولگرایان بدانیم، چنین امری رخ نخواهد داد و او شاید بتوان دولت وحدت ملی را برای اصلاح طلبان تشکیل دهد. در میان احزاب اصلاح طلب اما حزب کارگزاران سازندگی که معمولا رویه سیاسی شان را با هاشمی هماهنگ می کنند هم می توانند حامی او باشند. حمایت سایر اصلاح طلبان اما می تواند مشروط به تصمیم گیری چهره هایی چون خاتمی باشد. روحانی البته موضع گیری هایش در عرصه سیاست و دیپلماسی و به ویژه در عرصه اقتصادی مطابق نظر اصلاح طلبان خواهد بود و اگر حمایت های چهره های ارشد اصلاح طلب علنی نشود، می توان پیش بینی کرد که همسویی نظری وسیعی میان او و اصلاح طلبان پدید خواهد آمد. البته اگر حمایت ها علنی شود و نهادی چون مجمع روحانیون مبارز از روحانی حمایت کند، این نخستین بار است که یک نهاد سیاسی که هویتش به چپ گرایی گره خورده، در میدانی مهم پشت سر عضو نهادی دیگر می ایستد که نماد راست گرایی در سیاست ایران بوده است.
روزهای سخت در انتظار آقای دیپلمات
در انتخابات پیش رو همانگونه که اشاره شد روزهای سختی در انتظار حسن روحانی است. او در همین چند روز کوتاه علیرغم تاکیدش بر مستقل بودن، خواسته یا ناخواسته به نماد اصلاح طلبان و کارت هاشمی تبدیل شده و اگر اصلاح طلب مشهوری به میدان نیاید، این وضعیت ادامه خواهد داشت. روحانی از این وضعیت بدش نمی آید و احتمالا با شدت دادن به انتقادهای اقتصادی اش از دولت احمدی نژاد، چنین وجهه ای را تقویت کرد. در عرصه دیپلماسی اما کار او سخت است. انتخابات آینده را می توان از سویی دورخیز دیپلمات ها برای رفتن به پاستور هم دانست. در واقع این بحث که چهار سال آینده از حیث مسائل دیپلماتیک و پرونده هایی چون هسته ای، رابطه با آمریکا و تحریم های غرب از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، سبب شده که برخی از لزوم حضور یک چهره آشنا به مسائل دیپلماتیک در پاستور سخن به میان آورند. در حال حاضر، علاوه بر او دیپلمات هایی چون ولایتی، سعید جلیلی و منوچهر متکی هم چنین سودایی در سر دارند. حتی نام علی اکبر صالحی هم هنوز شنیده می شود. بنابراین او باید در چند جبهه به صورتی تمام عیار بجنگد. در مقابل طیف احمدی نژاد که او را نماد هاشمی می دانند، باید به سختی از خود دفاع کند. در برابر طیف پایداری که قائل به خط مقاومت در برابر غرب هستند، او را نماد سازش در مقابل غرب می دانند، باید منتظر پاتک های سنگینی باشد و با کاندیدای اصولگرایان سنتی که اصلا خوش شان نمی آید در این دوران، تسلیم کاندیدایی اصلاح طلب یا متمایل به هاشمی شوند، هم رقابت سختی خواهد داشت. به همین اعتبار اگرچه او روزهای پرحاشیه و پر ماجرایی در دوران تصدی گری اش در پرونده هسته ای از سر گذراند، نیک می داند که روزهای سخت سیاست ورزی اش تازه شروع شده است، در 64 سالگی.
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.