وقت تولدت نبود دختر
اين روزها وقتي حرف هاي علي مطهري و حسين فدايي را درباره دوران ظهور صغير در كنار حرف هاي مرتضي نبوي درباره فساد مالي و جن گيري قرار مي دهم، با نامه عارفانه گلپور كه از دلايل هولناك بركناري بقايي از وزارت اطلاعات و صدا و سيما نوشته بود، گره اش مي زنم و بعد به حرف هاي آيت الله صديقي در مراسم روضه كه با حضور رهبري ادا شده، فكر مي كنم، سطر سطر نامه هاشمي جلويم سبز مي شود، همان كه كنايه زده بود به احمدي نژاد، كه سرنوشتت مثل بني صدر مي شود. مي توانيد به اين آش شله قلمكار، حرف هاي سردار جعفري درباره مكتب ايران، تندمزاجي ذوالنور درباره رابطه پسر و پدر، اشارات صادق لاريجاني درباره عصيان گري احمدي نژاد و سلسله اشارات علي لاريجاني درباره نقش رهبري در دو دهه اخير را بيفزاييد و سري به قم هم بزنيد و ببينيد كه مصباح يزدي و آيت الله احمد خاتمي، چه كنايه ها زدهاند. و يا در كيهان بخوانيد كه قدياني چگونه از وقاحت بعد از جمل گفته است و شريعتمداري چه با طعنه هايي از محقق شدن پيش بيني هايش داد سخن مي دهد. ديروز هم آيت الله مكارم هم در شيراز از برنامه هاي انتخاباتي گفته است و گويي چند نامه و برنامه ديگر هم در راه است كه حرف و حديث هايش بيشتر از اكنون است. خلاصه، اكنون ابر،باد، مه، خورشيد و فلك در كارند، تا كه شايد ريشه مشايي را ببرند، ريشه كه نه، كه به گمانم او نتوانست ريشه بدواند، و سيري كه براي ريشه دواني انتخاب كرد، پر از اشتباهات مهلك بود، با اين حال، اوضاع همان است كه در آن بيت تحريف شده گفتم...
پي نوشت: بيچاره هفت صبح، الان وقت متولدشدن بود، دختر؟
پي نوشت: بيچاره هفت صبح، الان وقت متولدشدن بود، دختر؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۱۶ ساعت 0:37 توسط رضا حقیقت نژاد
|
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.