سوداي اجماع اصولگرايانه
اين مطلب را كه در واقع بخشي از يك تحليل مفصل است در روزنامه تهران امروز نوشتم:
مطابق اخبار منتشر شده ،لطفالله فروزنده و الياس نادران، به عنوان دو عضو جديد هيات موسس جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي معرفي شدند. فروزنده از ديرباز نزديكي و همكاري ويژهاي با اين جمعيت داشت و در دورهاي نيز به عنوان سخنگوي اين جمعيت فعال بود. او اكنون معاون توسعه مديريت و منابع انساني رئيس جمهوري است. الياس نادران نيز در دورهاي به عنوان عضو شوراي مركزي اين جمعيت فعال بود و اكنون از سرشناسترين نمايندگان منتقد دولت به شمار ميرود. بر اين اساس، در نگاه اول عضويت اين دو نفر در هيات موسس كه در واقع نوعي ارتقاي جايگاه درون حزبي به شمار ميرود، نميتواند موضوعي مهم تلقي شود. با اين وصف با توجه به موقعيت كنوني فروزنده كه عضو عاليرتبه دولت است و نادران كه منتقد مشهور دولت به شمار ميرود، ميتوان از زاويه ديگري اين بحث را بررسي كرد. در واقع حضور اعضايي با گرايشهاي متفاوت در جمعيت ايثارگران را بايد ناشي از يك گرايش در اين نهاد سياسي دانست كه سالها در پي تحقق آن است. فراهم آوردن مجموعهاي فرادستي در ميان احزاب اصولگرا كه بتواند در مقام یک چتر، دربردارنده سلايق مختلف سياسي باشد و در عين حال از استراتژي روشن و واحدي تبعيت كند. اين اصل را ميتوان در سالهاي اخير، در فعاليتهاي حسين فدايي نيز رصد كرد. از زماني كه دبيركل جمعيت ايثارگران با ديدارهاي منظم و پياپي در انديشه گردهم آوردن جبههاي واحد از فعالان سياسي بود و حتي نزد اصلاحطلبان نيز رفت. پس از نااميدي از اصلاحطلبان، فدايي و دوستانشان، اين رويا را در قالب شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي پيگيري كردند كه تا حدودي نيز موفق شدند. نتايج اين هماهنگيها در برخي انتخاباتها به پيروزي در انتخابات نيز منجر شد. سوي ديگر اين تلاشها را بايد در وجه تئوريك آن جستجو كرد. در روزهاي اخير، حسين فدايي، دبيركل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي به دفعات در مصاحبهها و سخنرانيهاي خويش كوشيده است كه صورتبندي تئوريك جديدي از آرايش سياسي در ميان اصولگرايان ارائه دهد. اين تلاش كه كاملا هدفمند صورت ميگيرد نيز در واقع نشاتگرفته از حس پيشگامي و تلاش براي ايفاي نقش فرادستي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي است. اين فرداستي البته با هدف غايي انسجامبخشي و پرهيز از هرگونه گسست دروني شكل ميگيرد. همچنين كه ميتوان ميل فزاينده فدايي و همكارانش به ساماندهي حركتهاي جمعي، فراكسيوني و حزبي و پرهيز از ايفاي نقشهاي رسمي و علني را در همين چارچوب تحليل كرد. بهرغم این قابل پيشبيني است كه فدايي و جمعيت ايثارگران براي پيمودن چنين راهي با دشواريهاي بسياري روبهرو هستند زيرا از يكسو، بهخصوص پس از انتخابات، در جغرافياي سياسي ايران، در ميان اصولگرايان نيز گرايشهاي سياسي تازه شكل گرفته است كه هر يك به نوبه خود داعيهدار حركتي تازه هستند و نهتنها، به زير چتر آوردن آنها مشكل شده است كه برخي ناسازگاريهاي سابقهدار، انسجام حركتي در انتخابات پيشرو را تا اندازهاي مبهم ساخته است. كما اينكه چندي پيش خبري به نقل از نزديكان دولت منتشر شد كه حكايت از ميل به استقلال حركتي در نزد اين گروه، در انتخابات شوراها داشت. همچنين يكي از مهمترين وجوه تحقق اين هدف، پذيرفتن نقش فرادستي در ميان لايههاي اصولگراست كه با توجه به سوابق اختلافات سياسي، كماكان بسياري از احزاب اصولگرا، جمعيت ايثارگران را نه به عنوان بازيگري فرادست، كه به عنوان نهادي همسان به رسميت ميشناسند. بدين اعتبار بايد گفت كه اگرچه از حيث تشكيلاتي و درون ساختاري، تلاشهاي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، اقداماتي هدفمند و معطوف به وحدت حركتي در ميان اصولگرايان است و در برخوردهاي اوليه، از حمايت لفظي حداكثري برخوردار است ولي در گامهاي بعدي با پيچيدگيهاي بسياري روبهرو است كه حل آنها نيازمند ارائه راهحلهايي فراتر از صورتبنديهاي تازه و يا تعيين خط قرمزهاي سلبي است.
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.