گفت و گو با صداي آشنا
درباره راديو گفت و گو نوشته ام، در شماره امروز روزنامه تهران امروز:
چند هفتهاي است كه مخاطبان راديو گفت وگو، شاهد رونق مناظرههاي سياسي در اين شبكه هستند. اين رونق دوباره، از آن جهت حائز اهميت است كه در ماههاي اخير فروكشكردن تب برنامههاي مناظرهمحور در صدا و سيما،انتقاداتي را متوجه مديريت اين سازمان كرده بود.
دوران اوج
در 70 سالي كه از راه اندازي راديو در ايران مي گذرد، كم نبودهاند برنامههايي كه توانستهاند هزاران مخاطب را به خود جذب كنند، برنامه هايي چون افسانههاي هزار و يك شب در سال هاي دور و صبح جمعه با شما، در سالهاي نزديك. اين رويه اما نه تنها دوامي نداشته است كه در سال هاي اخير، تلويزيون، چونان جعبه اي جادويي كثيري از مخاطبان ايراني را به خود جذب كرده است و راديو، دوستي شده است براي راننده تاكسي ها، پيرمردان مغازه دار و ... اين رويه در ايام سياست زده دهه 80 كه سيماي جمهوري اسلامي ايران خيزي تازه براي عقب نماندن از مطبوعات، ماهوارهها و اينترنت آغاز كرد نيز ادامه يافت و در سالهاي ابتدايي دهه 80 كمتر پيش آمد كه در اوج گيري رقابت ها و منازعات سياسي، شاهد نقش آفريني راديو باشيم. اما از چهارسال پيش با راه اندازي راديو گفت و گو، دگرديسي قابل توجهي در اين فرايند پيش آمد و اندك اندك راديو موفق شد جاي خويش را در ميان رسانهها باز كند. راديو گفت و گو در دوراني كه حسن خجسته، معاونت صداي جام جم بود و فضايي بازتر را پيش روي خويش مي ديد، بازار داغ و جذابي از مناظره و ميزگرد به راه انداخت. اين بازار داغ كه چهره هاي متفاوتي را به خود ميديد و ميزگرد نقد انديشه هاي احمد فرديد، فريدون آدميت، مجتهد شبستري، عبدالكريم سروش را برگزار ميكرد شهريور 87، پس از آن كه انتقادهاي زيادي متوجه اش شد، با تغيير مديران راديو گفت و گو، تعطيل شد.
خاطرات يك مدير
حسن محمديان، مدير وقت راديو گفت و گو پس از بركناري با اشاره به اين كه قرار بود، راديو گفت و گو، تريبوني براي بي تريبون ها باشد، در گفت و گويي با هفته نامه پنجره روايت هاي جالبي از دوران راه اندازي اين راديو دارد: قصد داشتيم شبكهاي در راديو تاسيس كنيم تا بيطرفي آن از سوي مخاطب احساس شود. لذا در سال 1380 و در دوره دكتر لاريجاني قرار بود اين راديو تاسيس شود كه با توجه به اقتضائات اجتماعي آن زمان، اين برنامه عملي نشد و نهايتا در سال 1384 آقاي مهندس ضرغامي در همايش چهرههاي ماندگار وعده چنين راديويي را داد. به هرحال در آذر ماه سال 1384 جناب خجسته حكم مرا بهعنوان مدير راديو گفتوگو زد. ما يك ماه بعد هم ميتوانستيم پخش برنامهها را شروع كنيم ولي اين كار را نكرديم؛ چراكه شش ماه براي طراحي آن وقت گذاشتيم. اولين جلسه را ما با اصلاحطلبان گذاشتيم كه اشخاصي مثل عيسي سحرخيز، محمد توسلي، محمدجواد مظفر، خانم راكعي و خانم ناهيد توسلي، عليرضا كرماني و... در آن شركت كرده بودند. ما در ابتدا اعلام كرديم كه ميخواهيم اين جلسه را ضبط كنيم كه آقاي سحرخيز مخالفت كرد. بعد گفتيم كه قرار نيست اين صدا را در راديو پخش كنيم فقط ميخواهيم مهندس ضرغامي آن را بشنوند تا با ديدگاههاي شما آشنا شود كه آقاي مظفر نهايتا موافقت كردند اما بازهم برخي موافق نبودند. وي از گفت وگوهاي دوران مديريتش نيز خاطراتي شنيدني دارد: محمد قوچاني گفته بود من تا حالا با هيچ رسانه داخلي و خارجي صحبت نكردم و الان افتخار ميكنم كه زير پرچم جمهوري اسلامي حرفم را بزنم. يا صادق زيباكلام به من گفت از زماني كه راديو گفتوگو راه افتاد من ديگربه راديو آمريكا و بيبيسي نياز ندارم. علي شكوهي، از جمله مشاوران محمديان نيز خاطراتي از آن دوران دارد: يكي ديگر از چهرههاي سياسي (زيدآبادي كه الان هم زنداني است) كه آن زمان بازداشت و زنداني شده بود، پس از چند روز كه از آزادي وي ميگذشت به راديو گفتوگو دعوت شده بود و خودش در همان برنامه گفته بود كه باورش نمي شود كه 15 روز پيش در زندان جمهوري اسلامي بود و اينك پشت يكي از تريبون هاي رسانه ملي قرار گرفته است و مي تواند حرفهاي خودش را بزند. فضاي باز گفت و شنودها اين راديو در اين ايام چنان بود كه حتي مورد توجه روزنامه نيويورك تايمز نيز قرار گرفت و اين روزنامه در گزارشي، متفاوت بودن اصول حاكم بر اين راديو را مورد توجه قرار داد. گفت و گوهاي داغ اين راديو البته تنها مختص به حوزه سياست نبود و در حوزه هاي اجتماعي، فرهنگي و هنري نيز ميشد برنامههايي چون سينما صدا را شنيد كه با اجراي فرزاد حسني، جمعه شب ها جمع زيادي را به پاي راديو مينشاند، حسني نيز پس از تغييرات شهريور 87 كه در واقع با رفتن خجسته از معاونت صدا و آمدن صوفي همزمان شده بود، در راديو گفت و گو دوام نياورد و برنامهاش تعطيل شد. اين روزگار سرد و ركود كه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت اما چندماهي بيشتر طول نكشيد و در ماههاي اخير، اگرچه چهرههاي دعوت شده به اين راديو به اندازه سابق متفاوت نيستند ولي هنوز هم بحث و مناظره هايي به شدت داغ در اين راديو شنيده مي شود. گفت و گوهايي كه گاه مورد توجه روزنامه و سايت هاي اينترنتي نيز قرار مي گيرد و بازتاب هاي بسياري در جامعه سياسي داخل و حتي خارج از كشور دارد. تبديل شدن راديو به كانون مناظره هاي سياسي اما مختص به راديو گفت و گو نيست و راديو اينترنتي صداي آشنا نيز چندي است كه در اين حوزه فعال شده و گفت و گوهاي جذابي را براي مخاطبانش تدارك ديده است. اين راديو كه بر خلاف راديو گفت و گو، 24 ساعته است، فعاليت خود را در بهمن ماه سال 1383 به مدت 48 ساعت بهصورت آزمايشي آغاز كرد و در ماه اخير، به خصوص در ايام پس از انتخابات، رويكردي تازه به مسائل سياسي داشته است.
تاكتيك يا استراتژي؟
درباره اين رويكرد مديران جام جم، اما پاره اي بر اين باورند كه باز بودن فضا در اين دو راديو را بايد به مثابه يك تاكتيك و نه يك استراتژي دانست ( اين موضوع در نظرخواهيهاي راديو گفتوگو نيز مورد توجه قرار گرفته است). استدلال آنها علاوه بر تغييرات در مديريت راديوهاي مورد اشاره، به جامعه هدف اين دو راديو نيز باز مي گردد، چرا كه راديو گفت و گو تنها شش ساعت برنامه براي تهرانيها پخش مي كند و راديو صداي آشنا نيز صرفا از طريق اينترنت و يا ماهواره قابل دريافت است. بر اين باور، اگر گستره مخاطبان اين دو راديو افزايش يابد، امكان اعمال محدوديت ها نيز افزايش مي يابد. فارغ از درستي يا نادرستي اين نظر بايد گفت كه تجربه و پيامدهاي مثبت راديو گفت و گو و صداي آشنا، نشان از آن دارد كه مي توان به اين دو تجربه به عنوان الگويي قابل تعميم و گسترش در مسير تحكيم فرهنگ گفت و گو و مفاهمه ياد كرد، امري كه در جامعه امروز ايران، خلأ و نيازش به شدت احساس مي شود و از همين رو، چه بسا بهتر آن باشد كه علاوه بر آن كه راديو گفت و گو و يا صداي آشنا، براي تمام ايرانيان قابل شنيدن باشد، سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز تجربه اي چنين داشته باشد.
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.