حکایت ننگ و رنگ
دیروز اخراجی های 2 را دیدم. خیلی عوام فریبانه بود، اولی بهتر بود. مسعود ده نمکی، یک بنیادگرای تمام عیار است که تمام حرف های دیروزش – همان روزهایی که چماق بدست و علنی به صف کسانی که غرب زده می نامیدشان، حمله می برد – را با استفاده ابزاری از سینما می زند. همچنین یاد گرفته است که مردم عزاگرفته هم چه کم دارند. از سینما که بیرون می آمدم، بغل دستی گفت: این بهتر بود، قبلی صحنه جنگی زیاد داشت ولی این یکی بیشتر خنده دار بود. البته در عجبم از این همه هنرمند که اینگونه آلت دست او شده اند. خوب! پای پول و شهرت در میان باشد، از این بدتر هم می شود و می کنند. ولی آیا ده نمکی، آدم های مشابه و حتی سیستم های مشابه می توانند به این سرخاب و سفیدآب ها، چین و چروک ها را بپوشانند و خودشان را در دل جوان ها جا کنند؟ شاید، ولی ده نمکی یادش هست روزهایی را که در کوران مبارزات انقلابی – نمی دانم او هم بوده یا نه ؟!- روی دیوارها می نوشتند: ننگ با رنگ پاک نمی شود. آری! این داستان ادامه دارد.
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.