در روزهای اخیر، شما هم به اندازه کافی درباره فيلم" درباره الي" خوانده ايد. فيلم ابتدا از راهيابي به رقابت هاي جشنواره فجر محروم شد. بهانه هم اين بود كه گلشيفته فراهاني، يكي از بازيگران فيلم در خارج از كشور، كشف حجاب كرده است. در ادامه مشاور احمدي نژاد به او نامه نوشت. حس ژست گرفتن رئيس جمهور هم گل كرد. به وزير ارشادش كه در مراكش بود، نامه نوشت. فيلم رفع توقيف شد و به جشنواره آمد. در ده رشته كانديداي بهترين سيمرغ شد و در دو حوزه از جمله بهترين كارگرداني، سيمرغ را گرفت. در حوزه هاي ديگر هم تحت تاثير نگاه حاكميتي غالب در سينماي ايران، جايزه اي نگرفت. یعنی یک فرصت کوتاه داده شد و معلوم شد که چطور و به همین آسانی داشتند حق برتربودن و دیده شدن از یک فیلم را می گرفتند...

خوب! پرسش اين است كه آيا مي دانيد چند فيلم، گروه، كتاب، فرد و ...، در سال هاي پس از انقلاب به همين بهانه هاي مبهم و ناحق، از رقابت و ديده شدن محروم شدند و در اين مسير چه استعدادهاي و قابليت هايي بر باد رفت؟ در واقع تيغ ناتمامي كه گلوي اصغر فرهادي و فيلمش را زخمي كرد، سال هاي سال، و بيش از اينها، تن و روان بسيار ديگر را دريد و فرصت هاي بسيار را برباد داد. كاش پاسخگويي بود و يا به روزي كه روز پاسخگويي مي نامندش، ايمان داشتند.