از سر علاقمندي،‌ چند روزي است كه اتفاقات بازارهاي جهاني را پيگيري مي كنم. رخدادهاي بهت آوري كه در 70 سال گذشته بي سابقه بوده اند،‌ جهان را در نگراني عميقي فرو برده است. ارزش سهام كاهش هاي جهشي دارد و گاه داستان به تعطيلي بازارهاي بورس مي انجامد، مثل بورس مسكو. شرق و غرب، ضعيف و قوي،‌ كافر و مسلمان هم ندارد،‌ موج همه را در كام خود فرو برده است. در اين ميانه اما داستان بازارهاي ايران خواندني است. تكان چنداني نخورده اند. انگار نه انگار كه در دنيا اينهمه اتفاق افتاده است. اين بيخيالي از سر ثبات و يا قدرت نيست. هديه و صدقه ايزوله بودن است. خوب! ما در اين بازي شركت نداريم كه نتيجه اش نگران و يا خوشحالمان كند. خدايي در اين يك مورد تلاش هاي شبانه روز دولتي ها بخصوص دولت نهم- عسگراولادي در مصاحبه با جام گفته دولت بني صدر هم دولت بوده و بايد بگوئيم دولت دهم- براي كشور فايده داشته و اقتصاد بيمار ايران فعلا از مزاياي عفونت هاي فعلي در امان مانده است. همين آقاي عسگراولادي در مصاحبه اش درباره طرح كذايي تحول اقتصادي گفته براي اجراي اين طرح، احمدي نژاد و رفقايش اينكاره نيستند. بر خلاف ايده ايشان بايد اذعان كرد كه رئيس جمهور ماورايي و حواريون زشت و زيبايش، بدجوري اينكاره اند. اين كار يعني بزرگترين مسابقه هدر دادن سرمايه ملي ايرانيان،‌ به هم ريختن شالوده اقتصادي و دور ترين شدن ساختار و فضاي اقتصادي از هرگونه برنامه كارشناسي و ساز و كار علمي و در نهايت گسترش و نهادينگي فرهنگ جيره خواري، كه اين بزرگواران، استادش هستند و براي اجرايي كردنش شب و روز نمي شناسند. يادش بخير مشايي عزيز،‌ مي گفت كه اسرائيل مرده، فقط تشيع جنازه اش را عقب انداخته اند. فكر مي كنم اگر جاي دو كلمه اقتصاد ايران و اسرائيل را عوض كنيم، جمله مناسب و درست تر مي شود.