همینجور سرسری، مطالب وبلاگم در یکی دو سال اخیر مرور کردم. پر است از نصحیت و خطابه، حل مشکل و ارائه راه حل، انتقاد و گیر سه پیچ، با لحنی طلبکارانه و خود محور. خوب! این ذات ایرانی من است. جزئی تر! به رفتارهای روزانه اندکی دقت کردم. من، یعنی سردبیر دو نشریه در حوزه سلامت هستم، ولی سیگار می کشم، تغذیه ام نامناسب است. به زحمت مسواک می زنم و ورزش هم نمی کنم. من دانشجوی روزنامه نگاری هستم. ولی به زحمت، روزانه یک روزنامه را ورق می زنم. سه ماه است که هیچ کتابی درباره روزنامه نگاری نخوانده ام. من همواره منتقد کشورم بوده ام که چرا به کاروان جهانی تمدن و توسعه نپیوسته است. ولی خودم مبتدیانه با اینترنت و کامپیوتر آشنایی دارم و زبان انگلیسی بلد نیستم. همواره به نصحیت دیگران مشغولم ولی... از این دست مثال ها بسیار است. صاحب مثنوی فرموده است: موج لشکرهای احوالم ببین / هر یکی با دیگری در جنگ و کین / می نگر در خود چنین جنگ گران / پس چه مشغولی به جنگ دیگران.

و البته که در این قصه پرغصه احساس غربت نمی کنم. کثیری از این آدمیان، مرا احاطه کرده و دم به دم به همدیگر هم حال می دهیم. از معمولی ترین رفتارهای زندگی روزمره تا کلان ترین حوزه های سیاستگذاری و برنامه ریزی.

عطا الله مهاجرانی از استاد خلیل الله خلیلی؛ شاعر ملی افغانستان نقل کرده است: " برای من همیشه این پرسش مطرح بود كه را امثال من كه ادبیات و عرفان را می‌شناسند، سلوك و زندگی‌شان به راهی دیگر می‌رود؟ نشانی از آن استغنا در روش و منش ما نیست؟ سالی شاه ایران به عربستان آمد. بدیع الزمان فروزانفر هم همراهش بود. سفیر ایران هم فرد دانشمند عربی‌دان بی‌همانندی بود. دكتر مشایخ فریدنی. ما به صف ایستاده بودیم تا به شاه خوشامد بگوییم. با سفارش مشایخ مرا كه سفیر افغانستان بودم، بعد از شیخ‌السفرا قرار دادند. دیدم فروزانفر انگار تمام مدت تا می‌بیند چشم شاه به او افتاد، به حال ركوع می‌رود. مشایخ هم با همان آداب تعظیم می‌كرد. مراسم تمام شد. با فروزانفر و مشایخ، با هم نشسته بودیم. گفتم برویم كعبه زیارت كنیم. ما كه در برابر بنده خداوند اینگونه خوار بودیم، برویم ببینیم در برابر خداوند چه می‌كنیم؟ مشایخ به گریه افتاد، خاموش می‌گریست. فروزانفر مات مانده بود. سكوت كرد. سرش را بر زانویش تكیه داد و فقط گفت: هیچ مگو، هیچ مگو! هیچ!"

کاش در زندگی امروزه، در بت وجود من، حداقل به اندازه مشایخ و یا حتی فروزانفر، جرات اعتراف و واکنش وجود داشت. نمی دانم! شاید هم باید روح استاد خلیل الله خلیلی این دور و برها پرواز کند. کجایی خلیل الله؟