اين چند خط را يكي از دوستان پردغدغه كه ادعا مي كندبچه هرابرجان است ، نوشته. بخوانيدش ، براي چند دقيقه هم كه شده احساس خوبي خواهيد داشت:

يکي نيست به اين مردم بگه بابا مگه شما هفت ماهه بدنيا آمده ايد؟ يک روزي روزگاري فکر مي کرديد زندگي خواب و خوراک نيست و بايد آدم دين و ايموني هم داشته باشد. سرو صدا راه انداختيد و دولت موقت و دائم و سوپر دائم بوجود آورديد. خوب دستتان درد نکند، کار خوبي کرديد حالا چرا هي نق مي زنيد نون نداريم، آب نداريم، پول برق و گاز و غيره نداريم، پول نفت به ما ندادند و از اين صحبتها. بابا بگذاريد مسئولين کمي جا بيفتند. آخه 28 سال هم وقته که شما از دولت همه چيز مي خواهيد و همه مسائل را مي خواهيد حل کند. تازه دولت مهرورزي يکسال و اندي شايد دو سال سرکار هست.

هي هرکي هرچي کم داره، يقه اين بندگان خدا را مي چسبد. زمين و مسکن را گران نخريد، گران نفروشيد به دولت چه کاسب جنس گران مي فروشد. دولت چه کاره هست. جوان نمي تونه، زن نگيره. مگه دولت تقصير داره. من که به خودم قول دادم از به بعد هيچي از دولت نخوام، حتي يک هل پوک. بابا رحم و مروت هم خوبه، بندگان خدا را از زندگي باز کرديد؛ از بس که نق زديد. معلم و کارگر و دانشجو هي تحصن مي کنن. هي داد مي زنن. يک کمي هم فکر مسئولين باشيد . بابا بخدا گناه داره اينهمه اذيت كردن ديگران، فرداي قيامت بايد جواب بديد؟

توضيح ضروري : آدم جوگير هم بشه بد چيزيه، يک لحظه خودم را جاي يک مسئول ديدم. شما ببخشيد.