ديروز براي اداي وظيفه و بهتر دانستن به خانم عباسقلي زاده زنگ زدم. مديركل سابق امور اجتماعي استانداري ، كه با آمدن دولت نهم استعفا داد و اتفاقا هنوز كسي روي صندلي اش ننشسته است. به او و دوستانش برنخورد ، يك شباهت مهم با خانم فاطمه رجبي دارد. اين را با استناد به حرف احمدي نژاد مي گويم كه درباره فاطمه رجبي گفت : " حالا يك خانمي آمده و مردانگي كرده " و همچنين با استناد به اينكه با بر آمدن آفتاب دولت احمدي نژاد ، عباسقلي زاده تنها مدير = زني بود كه مردانگي كرد و گفت فكرم و راهم با اين دولت نمي خواند و عطايش را به لقايش بخشيد. خيلي از دوم خردادي هاي پشت پرده و روي پرده ، هنوز دو دستي صندلي را چسبيده و در صورت نياز از پاچه خواري هم فرو گذار نيستند. بگذريم! خانم عباسقلي زاده اين روزها ناخوش احوال است. خواهرش كه از فعالان جنبش زنان است ، چند روزي است به بند ۲۰۹ اوين گرفتار آمده و گويا فعلا هم خبري از آزادي او نيست. اميدوار بود كه امروز فردا ، خبر تازه اي از خواهرش كسب كنند و نگراني ها كمتر شود. من هم اميدوارم. خواستم بگويم چرا در اين ايام مثلا شاخه زنان جبهه مشاركت يزد ، بيانيه اي نداد و اعتراضي نكرد ، يادم آمد كه كورسوي فعاليت شاخه مردان اين حزب در يزد هم در بسياري از مواقع به تلاش زناني چون عباسقلي زاده وابسته است. روزگار غريبي است نازنين.