پس از اقدام انقلابی خانه مطبوعات یزد و صدور بیانیه ای - که حتما به امضای پنج شش وبلاگ نویس رسیده و با چند دیگر مشورت شده است - علیه یک وبلاگ نويس و خبرنگار، جا دارد به عنوان يك خبرنگار از اين وبلاگ نويس گله كنم. برخي كه زمان زاده از آنها به عنوان پدر معنوي نام برده است ، خوره هستند. كه به طور طبيعي نه حق پدري دارند و نه بويي از معنويت برده اند. صدور بيانيه خانه مطبوعات هم مثل اين است كه چند روز مانده به پايان فرصت شوراي امنيت سازمان ملل به ايران و احتمال تلاش هاي محدودكننده تازه آمريكا و دوستانش عليه ايران، شوراي عالي امنيت ملي كشورمان بيانيه اي صادر كنند عليه كساني كه در دو ماه گذشته نوشته بودند گوجه فرنگي گران شده است. اگر از ربط اين مثال چيزي فهميديد به ضرورت ، اهميت و تاثيرگذاري بيانيه خانه مطبوعات استان يزد هم پي خواهيد برد. دست آخر اينكه وجود روحيه انقلابي در بين برادران خانه مطبوعات كه خواستار دخالت دولت و قوه قضائيه و برخورد جدي با وبلاگ نويسان شده است را تبريك مي گويم. ما را بگو كه خوش خيال ، رويا مي بافتيم كه اگر مثلا به خاطر وبلاگ نويسي راهي دادگاه شديم - كه شده ايم - از اين دوستان كمك بجوييم. زهي خيال باطل.