شما ریش تراشتان را گم نکرده اید
یکی از دوستان گله داشت که هیجده تیر است و سالروز حمله به کوی دانشگاه و چیزی ننوشتی. گفتم، یادم هست که حمله وحشیانه ای صورت گرفت، کسی کشته شد و بسیاری زخمی. مقام رهبری هم آن حمله را فاجعه ای خواندند که قلبشان را جریحه دار کرد و دستور رسیدگی قاطعانه دادند. سرانجام هم، پس از پرونده سازی های بسیار ، نه قاتل شناسائی شد و نه مقصرین معرفی شدند. فقط در مهمترین حکم یک سرباز به جرم دزدیدن یک ریش تراش محاکمه شد. حال! وقتی قوه قضائیه با دستور عالی ترین مقام نظام و جریحه دار شدن احساساتشان اینگونه برخورد می کنند ،یادآوری خاطرات تلخ یک یا چند وبلاگ نویس ، چه فایده یا اهمیتی دارد؟ واقعا چه اهمیتی دارد، اگر مادر آن دانشجو نمی داند چه کسی و چرا پسرش را کشت؟ چه اهمیتی دارد که پدر آن دانشجو نمی داند فرزندش چرا ، کجا و تا کی باید در بند بماند؟ چه اهمیتی دارد که اگر چشم کسی کور شده باشد، پای کسی شکسته شده باشد، تن کسی سیاه شده باشد و.... عدالت محوری ایجاب می کرد که دزد ریش تراش را پیدا کنند که کردند.
تکمیلی : گزارشی از کشکول و داستانی از سعید شهریار
متولد تیرماه 56/روزنامه نگار/به سیاست و جامعه شناسی علاقه مندم/درباره همین چیزها می نویسم/ با رسانه هایی چون ايلنا، كلمه، تهران امروز، مثلث، صنعت و توسعه، هفت صبح و ... همکاری داشته ام.