ديروز و امروز اندكي فرصت شد و در دنياي وبلاگ ها جستجو كردم. بيشتر ،‌وبلاگ هاي يزدي را ديدم. همه چون جزيره هاي جدا افتاده . سياسي ها و اجتماعي ها به هم لينك داده اند. ادبي و عاشقانه ها يكديگر را تحويل مي گيرند. در عالم واقع هم چنين است . به عنوان مثال نه بچه هاي فعال در سازمان هاي غير دولتي خبري از حال و روز جوانان روزنامه نگار دارند و نه اينها به آنها سر مي زنند. شاعران ، سينماگران و بچه هاي جوان تئاتر هم همينگونه هستند. هركس براي دل خودش كار مي كند. به عبارت دقيق تر جزاير متعدد فرهنگي و هنري ، علاقه و استعداد در يزد وجود دارند و ميان آنها درياهاي بزرگي از بي توجهي و بي خبري فاصله انداخته است. انگار اين خوي ديرينه كه ايرانيان نشاني از فرهنگ كار دسته جمعي ندارند در يزد به نحو بيشتري نمود دارد . و به جرات مي توان همه فاصله هاي يزد با استان و شهر هاي موفق در زمينه شاخص هاي فرهنگی را همين جدا افتادگي گسترده دانست. متاسفانه در سال هاي  اخير نيز عليرغم هياهوهاي بسيار در زمينه راه اندازي تشكلهاي غيردولتي و كانون هاي فرهنگي ، پيشرفتي حاصل نشده است. فكر تازه اي بايد كرد . بويژه اينكه در روزگار تازه، محدوديت ها و دلزدگي ها بيشتر خواهد شد و نياز به همدلي فزون تر.