چون هميشه

این هفته تا پنجشنبه روزنامه نداریم . در واقع این توقف اجباری باعث شد اندکی از وقت و زندگی لذت ببریم. هر چند از پنجشنبه تلافی می شود. قرار است از ابتدای دیماه به صورت سه شماره در هفته منتشر شویم. چون مهلت انتشار به صورت دو شماره در هفته كه از ابتداي دوره جديد درخواست كرده بوديم، تا پایان آذر بوده و اکنون به ارشاد نامه نوشته ایم که تا پايان سال خاتم يزد به صورت سه شماره در هفته منتشر مي شود و اميدواريم با موافقت ارشاد يزد و وزارت ارشاد ، فرصت حيات ما تمديد شود. کاش امکان داشت به صورت روزانه شروع کنیم ، البته به نوعی جبران کرده ایم. همراه به هر شماره ضمیمه هایي اغلب چهار صفحه ای درباره کنکور، مدرسه ، سلامت، ورزش ، رايانه و اينترنت ،‌ روستا و بازار منتشر مي شود. براي روزهاي پيروزي انقلاب هم در تدارك ويژه نامه مفصلي هستيم. اگر ممكن باشد براي بازي استقلال و پيروزي با شهيد قندي در يزد هم ويژه نامه اي منتشر مي كنيم. از سوي ديگر چند ويژه نامه هم با محورهائي چون مساجد‌، حقوق بشر ، اردكان، روحانيت و تحزب و چهره ها در دستور كار داريم. اما مهمتر از همه در تدارك ويژه نامه خيلي مفصل و متفاوتي براي نوروز هستيم. خلاصه اينكه پس از دو سه روز استراحت ، سه ماه فشرده كاري را در پيش رو داريم. اميد كه بتوانيم اين كارها يا حداقل ۶۰ درصد آنها را انجام بدهيم. اما غرض از اين مطلب : خيلي از دوستاني كه عرضه نوشتن دارند ، بي حوصله شده اند و بي تفاوت. نمي دانم چه بايد كرد؟ در وضعيت كنوني نوشتن و بازخواني آنچه گذشت و توضيح آنچه مي گذرد ، بسيار مفيدتر از بيكاري و بي توجهي است. ما هميشه اهل حداقل ها بوده ايم و از حداكثر بي بهره، پس چون هميشه از همين حداقل توان ،‌ يعني نوشتن، نگذريم.

توضيح درباره مصاحبه آقاي شايق

یکی از دوستان تماس گرفته بود که شما نباید درباره مصاحبه آقای شایق مطلب می نوشتی و اگر هم می نوشتی نباید درباره مسائل جوادالائمه توضیح می دادی. پاسخ من این بود که من واقعا به گفته های آقای شایق اعتراض داشتم و  چون منصفانه نبود بخشی را نقد کنم و بخش دیگر را به صرف اینکه نزد آقای سفید کار می کنم  و از وي انتقاد شده،  مسكوت بگذارم ، در اين باره هم پرسش هائي مطرح كردم . من همه حرف هاي آقاي شايق را مي پذيرم ولي سوال مي پرسم كه چرا اين موارد را مستند و دقيق اعلام نمي كنند . و يا اينكه چرا متخلفان را به مراجع قضائي و امنيتي معرفي نمي كنند. و اساسا نظامي كه برخي چهره ها بنا به گفته آقاي شايق اينقدر راحت و در ساليان طولاني به رانت خواري مشغولند و جمعي ديگر به پرده پوشي ، چه چيزي براي عرضه دارد و چه جائي براي دفاع. يا اينكه در بحث ترمينال كه گزارش اتلاف منابعش و هشتصد ميليون تومان پول بلاتكليف هزينه شده در آن را چهار سال پيش براي روزنامه جام جم نوشتم ، پرسيدم  اگر واقعا به خاطر زمين هاي اقوام مهندس سفيد و يا كس ديگري بوده است، چرا اكنون تكميل مي شود . آن زمين ها چه شد . آيا شهرداري دست روي دست گذاشت و چهار سال به متخلفان اجازه داد كه زمين ها را بفروشند و اكنون هم وام بگيرد و آن پروژه را تكميل كند. 

درباره مصاحبه آقاي شايق (3)

اگرچه نه اجازه دارم و نه اطلاعات كافي ولي براي رعايت انصاف درباره بخش ديگري از اظهارات آقاي شايق يعني رانت خواري تغيير كاربري و ساخت و ساز هاي جواد الائمه ، سوالات و توضيحاتي مطرح مي كنم.. گفته اند كه آنقدر ساختمان ساخته اند كه جائي براي پاركينگ نمانده . احتمالا ايشان همانگونه كه تا كنون سينما نرفته اند ، تا حالا صفائيه نيامده اند و يا به نقشه هاي موجود نگاه نكرده اند و گرنه متوجه مي شدند كجا پاركينگ است و شهرداري براي آنجا چه كرده است. هر چند در شرايط كنوني همكاران دفتر فني جوادالائمه آمادگي دارند در اين زمينه ايشان را راهنمائي كنند. از سوي ديگر گفته اند كه اين منطقه نياز به اينهمه واحد آموزشي ندارد. احتمالا ايشان فكر مي كنند در هر آپارتمان اين ناحيه فقط يك نفر زندگي مي كند. براي روشن شدن بهتر موضوع ايشان مي توانند در هنگام ثبت نام يك نفر تلفنچي مثلا در دبستان جوادالائمه مامور كنند تا بفهمند كه روزانه به چند نفر بايد نه بگويند و عذرخواهي كنند. و اخر اينكه گفته اند در هنگام تغيير كاربري رانت خواري هاي بزرگي اتفاق افتاده است. در اين چندسال ايشان كه كره مريخ نبوده اند، در شهرداري و شوراي شهر بوده اند. مدارك هم نزد ايشان موجود است. چرا مستند و دقيق افشا نمي كنند كه چند متر ، با مجوز چه كسي و كجا رانت خواري شده است. آيا در اين زمينه احساس مسئوليت نكرده اند و اگر اين جرم ها را پوشانده اند ، خود مجرم نيستند. چرا تا كنون رانت خواران را به دستگاه قضائي معرفي نكرده اند؟ آيا از اينهمه رانت، دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي خبر ندارند و اگر دارند چرا متخلفان را احضار نمي كنند؟ و اينكه چرا در پايان مصاحبه براي يك نفر كه مي شناسند ، آرزوي مثبت مي كنند و براي ديگران آرزوي برخورد.

درباره مصاحبه آقاي شايق (2 )

شهردار يزد در مصاحبه با ايسنا به اين واقعيت ها اشاره كرده اند: با وجود تلويزيون كه ۶ كانال با برنامه هاي سرگرم كننده دارد ! و ماهواره و اينترنت كه براحتي مي توان در منزل از خدمات ان استفاده كرد ! مردم ترجيح مي دهند در خانه بمانند و سينما نروند ! همانطور كه ايشان و خانواده محترمشان بعد از انقلاب به سينما نرفته اند. چند سوال: ۱- ليست برنامه هاي سرگرم كننده بويژه شبكه يزد را اعلام كنند. ۲- توضيح دهند كه چگونه براحتي مي توان از ماهواره و خدمات آن در منزل استفاده كرد . آيا اين نعمت عمومي است و يا فقط بعضي مي توانند از رانت هاي اينچنيني بهره گيرند. ۳- مگر سينماي بعد انقلاب چه بدي دارد كه برخي ترجيح مي دهند به سينما نروند . يعني فيلم هايي كه ماهواره ها پخش مي كنند، اسلامي تر و بهداشتي تر هستند؟  اما نكته مهم ديگر كه شهردار محترم در هيبتي فيلسوف مابانه مثل فوكوياما كه از پايان تاريخ سخن گفت، ‌درباره پايان سينما سخن گفته اند. فرض كه درست گفته اند . در دنياي فردا كه اينترنت و ماهواره در همه جا قابل دسترسي هستند ،‌ آقاي شايق و دوستانشان چه چيزي براي عرضه به ايراني ها و جهانيان دارند. شايد گلچيني از برنامه هاي سرگرم كننده خدمات بي نظير شهرداري يزد در آسفالت خيابان ها ،‌ خدمات عمومي و فضاي سبز.

درباره مصاحبه آقاي شايق (1)

چندي پيش با دوستان ايسنا صحبت مي كردم. از مصاحبه اي كه با آقاي شايق ( مصاحبه در لينك هاي سمت چپ است) انجام داده بودند ، مي گفتند و درخواست مصاحبه با آقاي سفيد درباره اظهارات آقاي شايق را داشتند. درخواست آنها و گفته هاي آقاي شايق را با آقاي سفيد در ميان گذاشتم . اعتقاد داشت كه آقاي شايق مرد خوب و زحمتكشي هستند و ممكن است در اين مورد دچار اشتباه برداشت شده باشد . اما دو سوال در ذهنم است كه بايد از آقاي شايق بپرسم. چهار سال پيش براي گفتگوئي درباره ترمينال يزد ازايشان نظر خواهي كردم. در آن زمان عضو شوراي شهر بودند. گفتند كه بردن ترمينال به بيرون از شهر كار آقاي سفيد بوده . اقوام ايشان در آن اطراف زمين دارند و ترمينال را در اينجا ساخته اند كه آن زمين ها گران شود. آن زمان موضوع را به آقاي سفيد گفتم، همين پاسخ امروز را درباره آقاي شايق دادند. كاش آقاي شايق جواب مي دادند كه تكليف آن زمين ها و ترمينال چه شد. آيا ايشان و دوستانشان عرضه نداشتند كه دراين چهارسال افشاگري حداقلي درباره ترمينال و زمين هاي مربوطه بنمايند. نكته بعد اينكه چندي پيش خانم يادگار مي گفت يك ميليارد و دويست ميليون تومان براي تكميل پروژه ترمينال وام گرفته شده و  قرار است اينكار انشاء الله تمام بشود. يعني اينكه انشاء‌الله همه زمين هاي كه آقاي شايق ادعا داشتند مربوط به اقوام اقاي سفيد است ، ‌ختم به خير مي شوند و باني اين كار هم شهرداري و شوراي شهر است.  

ترور رئیس جمهور

یکی از دوستان زنگ زده بود که شنیدی احمدی نژاد ترور شده . گفتم : نه. گفت: تروریست ها حمله کرده اند و یکی از محافظان رئیس جمهور و راننده ایشان کشته شده اند. گفتم: ولی روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود که این دو نفر از گروه محافظان پیشروی رئیس جمهور بوده اند که معمولا یکی دو ساعت زودتر و برای بررسی وضعیت راه های بین شهری مسیر رئیس جمهور حرکت می کنند . گویا بدون هماهنگی با نیروی انتظامی حرکت کرده اند و در راه هم با اشرار درگیر شده و دو نفر کشته شده اند. گفت: فعلا در جامعه این خبر پخش شده است که به جان رئیس جمهور سوء قصد شده است ولی تروریست ها موفق نشده اند. چیزی برای گفتن نداشتم .

كار مثبت احمدي نژاد

یادمان هست هر وقت آقای خاتمی سفر می رفت فقط درباره درگذشتگان، شعرا ، آثار تاريخي و شخصيت ها ي شهر مورد نظر صحبت مي كرد و كمتر پيش مي آمد كه درباره مسائل ملي و بين المللي صحبت كند. در حالي كه مثلا ديده بودم بوش در مراسم بوقلمون خواري همراه با آتش نشانان درباره استراتژي نظامي آمريكا در خاورميانه صحبت مي كند. منظور اينكه صحبت هاي اخير احمدي نژاد در زاهدان درباره انتقال اسرائيل را بايد به فال نيك گرفت. به نظر من عليرغم همه برتري هاي محتوايي سخنان خاتمي ، از جنبه اجرائي و مديريتي احمدي نژاد بهتر از خاتمي صحبت مي كند. اينكه در عمل هم اين برتري اتفاق افتد ، اندكي صبر لازم دارد.

تاثیر فوری!

دو سه شب پیش خبرنگار تلویزیون با یکی از وزرای آقای احمدی نژاد درباره تامین امنیت سیستان و بلوچستان سوال می کرد. پاسخ کوتاه و قاطع بود: نیروی انتظامی با همکاری استانداری دست متجاوزان را قطع می کند. ساعاتی بعد خبر رسید که تیم محافظان پیشروی رئیس جمهور در جاده زابل با اشرار درگیر شده و راننده و یکی از محافظان رئیس جمهور کشته شده اند.

تغييرات تازه در خاتم يزد

از آغاز ديماه قرار است كه خاتم يزد به صورت سه شماره در هفته منتشر شود. از لحاظ گرافيكي نيز تغييراتي صورت مي گيرد . همچنين از هشتم ديماه ، همراه هر شماره، يك ضيميمه چهار صفحه اي سياه و سفيد  البته در قطع كوچكتر، منتشر مي شود. اين ضميمه ها حوزه هائي چون مدرسه ، كنكور ، سلامت ، رايانه، اينترنت ، ورزش ، پزشكي و تغذيه را دربرمي گيرند. قصد انتشار ضميمه اقتصادي هم داشتيم كه به علت كمبود نيرو فعلا صرفنظر كرده ايم. ويژه نامه فرهنگي و ادبي هم به علت عدم امكان جذب آگهي و تامين هزينه فعلا از برنامه حذف شده است . چون هر كدام از ضميمه ها و به عبارت بهتر ، مسئول هر كدام از اين ضميمه ها بايد هزينه انتشار را از طريق جذب آگهي ها مربوطه جذب كند كه در حوزه فرهنگ و ادبيات كمتر احتمالي براي جذب آگهي وجود دارد . راستي در ضميمه رايانه ، بخشي ويژه وبلاگ ها خواهيم داشت كه همه بلاگرها را پوشش خواهد داد. البته اميدواريم هركس كه علاقه به نوشتن دارد بویژه وبلاگ نویس ها دراين زمينه ما را ياري كنند. و آخراينكه بنا داريم خاتم يزد را تا پايان سال اگر مشكل قانوني نداشته باشد ، به صورت سه شماره در هفته منتشر كنيم و سال بعد انتشار روزانه را دنبال كنيم. خيلي رويايي بود . اميدوارم بتوانيم.

بازهم دولت در دولت!

يزدنيوز از انتخاب حجه الاسلام ابوئي و استاد شايق به عنوان مشاور استاندار در امور ائمه جمعه و روحانيت و مشاور فرهنگي خبرداده است. گمان مي كنم نقش و حضور اين دو چهره در كابينه استاندار يزد به ترتيب چيزي مثل نقش و حضور زريبافان و هاشمي ثمره در كابينه احمدي نژاد باشد. به عبارت دقيقتر ،‌ در زمان احمدي نژاد هم دولت در دولت خواهيم داشت. با اين تفاوت كه در زمان خاتمي دولت در حاشيه قوي تر و مخالف با دولت قانوني بود و در زمان احمدي نژاد ، دولت در حاشيه قوي تر و موافق دولت قانوني است.

تاريخ بخوانيم

۱- فرض کنیم همه حرف های رئیس جمهور محترم درست باشد. پرسش من این است که این حرف های درست با تکیه برکدام پشتوانه سیاسی و اقتصادی بیان می شود. بهتر نیست ما ابتدا چند شریک پیدا کنیم ، بعد وارد معاملات بزرگ شويم. يا اينكه واقعا سنجيده مي شود كه هزينه اين حرفها چيست و فايده آن كدام است؟

۲- برخي طرفداران رئيس جمهور تصور مي كنند بعضي حرف ها مثل انتقال اسرائيل براي نخستين بار مطرح مي شوند و تا كنون كسي جرات و هوش طرح چنين حرفهائي را نداشته است. ولي به عنوان مثال همين طرح انتقال اسرائيل حدود ۱۵ سال پيش توسط قذافي بيان شد ولي بدليل هزار و يك دستگي جهان عرب راه به جايي نبرد. خواندن تاريخ براي درك بيشتر مسائل يكي از بهترين روش ها و البته هشدارهاست.

عوامل گمنام!

رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان يزد نرخ بيکاري در استان را در سال 1378 حدود 2/10 درصد و در سال 83، 3/17 درصد ذكر كرد و بخشي از افزايش نرخ بيکاري در استان را به دلايل جمعيتي همچون نرخ رشد جمعيت، تغييردر ترکيب سني و جنسي و نيز تغييرات ساختاري در اقتصاد طبيعي و ديگرعوامل مربوط دانست. شما كشف كنيد كه ديگر عوامل چه بوده اند و چه قدر در اين رشد ۷ درصدي نقش داشته اند؟ يا اينكه سعي كنيد بفهميد تغييرات ساختاري در اقتصاد طبيعي يعني چه؟!

يك فرصت خوب براي استاندار يزد

معاون اول رئيس جمهور در بخشنامه‌اي به كليه دستگاههاي اجرايي كشور و نهادهاي انقلاب اسلامي بر ضرورت انتخاب مديران كليه استانها با هماهنگي استانداران تاكيد كرد. اين خبر واقعا مي تواند مسبب يك انقلاب در ساختاري اداري كشور باشد. همچنين بر اساس تبصره (1) اين مصوبه چنانچه بين استانداران و وزير با بالاترين مقام دستگاه ذيربط در خصوص نصب مديران استان اختلاف نظر وجود داشته باشد، به منظور حل اختلاف هياتي مركب از وزير كشور، وزير با بالاترين مقام دستگاه ذيربط و يكي از معاونين رئيس جمهور ظرف مدت يك ماه تشكيل و اتخاذ تصميم خواهند نمود. شكي نيست كه اگر اين بخشنامه اجرا شود ، در كوتاه مدت بخشي از نقش و هيبت استانداران باز خواهد گشت و آنها از سمت يك هماهنگ كننده به يك مدير عالي تبديل مي شوند. نكته مهم البته ميزان دقت استانداران در انتخاب مديران و قاطعيت در مواجهه با آنهاست. نمي دانم آقاي عاصي از اين فرصت بهره كافي را خواهد برد و يا محافظه كاري و قبيله گرايي موجود در سياست يزد، او را نيز تسليم خواهد كرد

 

كاش تاجزاده نرود

فردا نيوز گزارش داده است كه با تصويب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در صورت ادامه مسوولیت برخی از اعضای شورای شهر تهران در هیات دولت اداری ، این افراد از عضویت در شوراهای اسلامی مستعفی شناخته می شوند. دراين صورت  عضويت مهدی چمران، نسرین سلطانخواه و داود زریبافان در شوراي شهر ، اگر از سمت های خود در دولت استعفا ندهند،منتفي خواهد شد. اين اتفاق خوب يك پيامد بد هم خواهد داشت. به ادامه خبر توجه كنيد. بر اساس قرائن موجود، چمران از سمت مشاور رئيس جمهور استعفا خواهد داد اما سلطانخواه و زريبافان احتمالا ماندن در دولت را به حضور يكساله در شورا ترجيح خواهند داد. پيش بيني مي شود سيد مصطفي تاجزاده عضو علي البدل شوراي شهر تهران ظرف چند هفته آينده به عنوان عضو اصلي در جلسات شوراي شهر حضور يابد. واقعيت اين است كه در سال هاي اخير اين جمله معروف كه خواستيم كار كنيم ولي نگذاشتند ، ورد زبان ها شده است . رفتن تاجزاده به شوراي شهر نيز ممكن است باعث شود در آينده نزديك اصولگرايان اين بهانه مسبب همه ناكامي ها بدانند. از اين رو كاش تاجزاده از رفتن به شوراي شهر صرفنظر كند و يا ماده قانوني و حتي غيرقانوني پيدا شود كه ورود او را غير ممكن كند.

بدون شرح!

۱- به این خبر که مربوط به ده روز پیش است ، توجه کنید: احمدي‌نژاد در جمع مردم ایلام در مورد وضعيت بورس گفت: شركت‌هايي كه در دست دوستان خودشان بود بورس را ناجوانمردانه تحت تاثير قرار داده‌اند و بازار را شكستند. اظهار مي‌كردند كه وضعيت نابسامان بورس به خاطر مسائل هسته‌اي است، اما از روزي كه يك جوان پرتلاش، مسئول بورس شده است هر روز شاخص‌ها رشد كرده و بهبود مي‌يابد؛ حالا ديگر آنها نمي‌گويند كه اين كار دولت است مي‌گويند چون راي آژانس عليه ما نبوده وضع بهبود يافته است.

 - 2اما خبر دوم كه مربوط به وضعيت بورس ديروز است: طي مبادلات امروز، بخشي از سهام 194 شركت در تالارهاي بورس اوراق بهادار مورد دادو ستد قرار گرفت و در اين بين، قيمت سهام 10/70 درصد از اين شركتها با كاهش مواجه بود. به عقيده كارشناسان بخش عمده اين كاهش به سبب اظهارات رئيس جمهور در كنفرانس اسلامي و موضع گيري اغلب كشورهاي مهم جهان عليه اظهارات ايشان است.

بهشت يا كاخ بهشت

سعید شهریار مطلبی نوشته با عنوان فارسی را پاس بداریم و به نکته مهمی اشاره کرده است. از این دست اظهارنظرهاي متفاوت ، در اين يكي دو روز زياد به گوش مي رسد. برخي گفته اند اين حادثه نشان داد در باغ شهادت همچنان باز است. رئيس جمهور هم گفت كه وقوع برخي حوادث، باعث پيشرفت هاي تازه مي شوند. كاش يكي به ايشان يادآوري مي كرد كه اين حوادث تازگي ندارند و تاكنون سبب هيچ پيشرفتي نشده اند. يك مصداق ديگر: آلودگي هوا و زيان هاي ناشي از آن از دوران كرباسچي تا احمدي نژاد ) در شهرداري باعث بروز حوادث بسيار شده اند. انبوه اين حوادث اما هيچ پيشرفتي را سبب نشده اند. و اكنون قاليباف كه ميراث دار احمدي نژاد در شهرداري تهران است بايد پاسخگوي مردم شهري باشد كه پنج روز است نمي تواند نفس بكشد.  البته حوادث يك حسن دارند. معايب و بلوف ها را زود بر ملا مي كنند. مثل همين قضيه آلودگي هوا و شهر تهران. چون تا چند ماه پيش چنان درباره وزيدن نسيم خدمت در تهران و شاهكارهاي شهرداري صحبت مي شد كه گوئي شهردار بعدي، بهشت را تحويل مي گيرد. شايد هم منظور كاخ بهشت بوده. یادداشت جعفری ندوشن که چند روز اخیر در شهری خاکستری درانتظار تدابیرجسورانه به سر برده هم می تواند منظورم را بیشتر روشن کند.

انتقاد بجا

در وبلاگ فناوري اطلاعات از عدم توجه بلاگر های یزدی چون من، به حادثه سقوط هواپیما انتقاد شده بود. هرچند پس از اتفاق در روزنامه خاتم يزد به انعکاس رویداد پرداختم ولی در مجموع این انتقاد وارد است و دنیای وبلاگ ها چون همه عرصه های دیگر فرهنگی ، مجمع الجزاير است. جزايري كه ساكنانش  هريك از نژادي و همه هم متعقد به اعمال تبعيض نژادي هستند.

صدا و سيما و حادثه سقوط هواپيما

چهارشنبه عماد بهاور تماس گرفت. از ميرافضلي گفت. همان خبرنگار يزدي ايرنا كه در سانحه هوائي جان باخت. روحيه و اخلاق ميرافضلي را ستودني مي دانست و از اين حادثه بسيار غمگين شده بود . مي گفت مير افضلي نسبت به يزد خيلي تعصب داشت. صدا و سيما هم انصافا در اين چند روز مايه گذاشت و اين حادثه را پوشش خبري داد. ولي اي كاش مديريت صدا و سيما هميشه اينگونه با شفافيت تمام در پي ريشه يابي يك حادثه بود و پيگيري مي كرد. برخي اعتقاد دارند اگر بچه هاي صدا و سيما در اين كاروان نبودند ،‌ اين حادثه نيز در يكي دو روز به فراموشي سپرده مي شد. اميد كه چنين نباشد و صدا و سيما تا انتها اين ماجرا را پيگيري نمايد. هرچند به نظر مي رسد اگر چنين نكند ، بچه هاي روزنامه نگار مانند تحريريه همشهري سخت دنبال ماجرا هستند. به اطلاعيه آنها توجه كنيد: پس از وقوع حادثه تلخ سقوط هواپيما اطلاعات دقيقي درخصوص مسائل مربوط به اين حادثه به روزنامه رسيده است. از جمله اظهارات كاركنان خدوم و پرتلاش برج مراقبت فرودگاه كه منكر تقصير خود و شايعه موجود هستند و از مسائل ديگري سخن مي گويند. روزنامه همشهري ضمن حفظ محرمانه منابع اين اطلاعات به دليل حساسيت شرايط در حال حاضر از انتشار آنها تا زمان اعلام نتيجه قطعي اقناع كننده افكار عمومي خودداري مي كند .طبيعي است در صورتي كه اين بار نيز بدون پيگيري جدي مقصران، چون هميشه پاسخهاي فرمايشي و بي حاصل به افكار عمومي عرضه شود روزنامه همشهري به وظيفه حرفه اي خود بدون ملاحظه عمل خواهد كرد.

جلسه حزب مشاركت

ديشب در جلسه سخنراني بديعي ، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت كه در منزل يكي از اعضاي شاخه يزد برگزار شده بود ،‌شركت كردم. سالياني هم درباره اين جلسه و سالگرد مشارکت در یزد نوشته است.حدود ۹۰ نفر  شركت كرده بودند. اكثرا جوان و دانشجو. با توجه به عدم اعلام عمومي و فضاي سياسي راكد كنوني و سابقه نشست هاي جبهه مشاركت ، تعداد خوبي گرد هم آمده بودند. در سوالات هم معلوم بود كه دغدغه هاي دوران اصلاحات همچنان پابرجا و افزونتر هم شده اند. معلوم نيست كه جبهه مشاركت و يا ساير احزاب اصلاح طلب بتوانند اين دغدغه ها را نمايندگي بكنند و اين پتانيسل ها را سازماندهي كنند يا خير؟ جلسه شب گذشته به نظر من يك نشانه خوب بود براي علاقمندي اعضاي مشاركت براي هدفمند سازي برنامه هايشان و حركت هائي رو به جلو و تازه.  اكنون جبهه مشاركت شايستگي همكاري و جذب نيروهاي تازه را دارد. چون دست از قدرت كشيده و محتوي حركت هاي اصلاح طلبانه اش ، نسبت به زماني كه در قدرت بود ،‌ شرافتمندانه تر است.  

توان فوق العاده!

در خبرها آمده بود که برنامه چهارساله استان ایلام در جلسه سه ساعته هیئت دولت به تصویب رسید. بگذریم از کیفیت مصوبات جلسه و ضمانت اجرائی آنها. پرسش مهم تر این است که آیا این مصوبات در چهارچوب برنامه چهارساله کشور، چشم انداز بيست ساله و بودجه سالانه كشور است. و آيا واقعا ممكن است در يك جلسه سه ساعته اينهمه مصوبه تائيد و با ساير برنامه ها و مصوبات قانوني كشور تطبيق داده شوند. بررسي سمت هاي وزراي دولت احمدي نژاد نشان مي دهد جمع زيادي از آنها در هشت سال قبل در رده هاي ارشد حاكميت حضور داشته اند. اين توان فوق العاده آيا پيش از در ايشان وجود نداشت و يا اكنون خبر ديگري است. شايد هم چنين باشد. ولي براي مثال مي شود كارنامه وزير بهداشت در بيمارستان نمازي شيراز ، كارنامه وزير علوم در شوراي شهر كرمان يا كارنامه وزير اقتصاد در مجلس را بررسي كرد و پاسخ هاي روشن تري گرفت.