ديروز دو خبر جالب خواندم كه سبب شد به كارآمدي و عدالت محوري در دولت نهم بويژه در حوزه وزارت فرهنگ و ارشاد ايمان پيدا كنم. يكي اينكه در خبرها آمده بود خبرنگار پارلماني كيهان بلافاصله پس از به رياست رسيدن سردبير اين روزنامه ( صفارهرندي ) به مقام وزرات فرهنگ و ارشاد، به عنوان مديركل فرهنگ و ارشاد استان هرمزگان منصوب شده است. الان هم راهي دفتر رياست جمهوري شده و مديريت اطلاع رساني اين دفتر را بر عهده گرفته است. گفتني است از اعضاي روزنامه كيهان -- حتما در راستاي نفي رابطه بازي و خويش سالاري موجود در دولت هاي قبلي - تعداد بيشتري روانه وزراتخانه شده اند. خبر دوم اما به يزد مربوط مي شد. حجه الاسلام عجمين ، مديركل ارشاد كه از رياست دفتر مصباح يزدي به استان يزد آمده است، خبر داده كه با توجه به عملكرد پارسال و امسال اين اداره كل ، در كل كشور ممتاز شده اند. وي گفته بود اين آمادگي را دارند كه به عنوان الگوي ساير استان ها معرفي شوند. و اين ادعا را مستند به اظهارات وزير ارشاد كرده بود. با توجه به شناختي از عملكرد مديران پيشين اين اداره كل و اطلاع دقيقي از كاركرد يك ساله عجمين در يزد دارم ، و با استناد به اظهارات ديروز وي اطمينان پيدا كردم كه اظهارات وزير ارشاد مبني بر وقوع يك انقلاب بي سر و صدا در كشور درست و صادقانه است. به عنوان نمونه عرض كنم كه مثلا در باب افزايش آزادي بيان و گسترش آزادي هاي مطبوعاتي ، وزير محترم ارشاد اعلام كردند كه اگر نشريه اي بر عليه فعاليت هاي نيروي انتظامي در قضيه مبارزه با بدحجابي ، به تعبير رايج اخلالگري كند، مورد مهرورزي قرار گرفته و بايد آماده برخورد باشد.( قريب به مضمون) شما هم اگر اندكي تامل كنيد مي توانيد در باب سانسور ، تيراژ و بخصوص تنوع كتاب هاي منتشره ، رابطه ارشاد با ناشران ، فعاليت هاي حوزه تئاتر و ...، نشانه هاي ديگري از انقلاب پيدا كنيد. به عنوان يك فعال عرصه مطبوعات، پيشگامي مديركل ارشاد يزد در انقلاب تازه را تبريك مي گويم.
تبصره۱: تيتر يك امروز روزنامه خاتم يزد كه از مصاحبه مديركل ارشاد استان با ايسنا گرفته شده بود و ممتاز بودن ايشان و همكارانش در كشور را اعلام كرده بود ، با تعجب توام با انتقاد برخي دوستان روبرو شده است، بخصوص عليه بنده. همچنين اينكه چندي پيش در روزنامه خاتم يزد سرمقاله اي در روزنامه چاپ كرده و نسبت به مديريت مديركل ارشاد اعتراض جدي شده بود. خلاصه! اين تعارض ها براي دوستان تعجب آور شده بود. البته بنده سردبير روزنامه خاتم يزد هستم و به طور طبيعي - بويژه در روزهاي اخير و شايد به لطف چاپ همان سرمقاله- تا حد محدودي در سياستگذاري ها دخالت دارم و فعلا بنابر ضرورت و نه علاقه ، انجام وظيفه مي كنم ولي در هر صورت با انتخاب اين تيتر مخالف نبودم. چون اعتقاد دارم برخي " طنز هاي تاريخي " را بايد بدون هيچ دخل و تصرفي ثبت كرد. نيازي به پاسخگوئي مفصل و كنكاش هم ندارد. مثلا خيلي ها يادشان هست كه روزي هاشمي رفسنجاني گفت كه دوران سازندگي از حكومت مادها تاكنون بي نظير بوده است. اين گفته نه نقد چنداني برانگيخت و نه چندان جدي گرفته شد. اميدوارم استدلالم براي دوستان منتقد مقبول باشد. تبصره ۲: خوابگرد عزيز كه نوشته ام را لينك داده ، عنوان " نشانه هاي انقلاب فرهنگي از نوع مخملي " را انتخاب و مرقوم نموده كه اين انقلاب يكي دو سال است كه در حال شدن است. تعبير درست تر و جذابي بود. اين آقاي خوابگرد را قرار بود سال پيش براي جشنواره وبلاگ ها دعوت كنيم كه نشد و در واقع قبول نكرد. گفت كه وقت ندارد و نيمه شب وبلاگش را بروز مي كند. البته با درهاي بسته اين روزهاي دنياي فرهنگ و هنر، وقتش اندكي آزادتر شده باشد، و شايد برعكس. تبصره ۳: شوق الشعرا هم كه درباره مصاحبه عجمين نوشته ، به نكته ظريفي اشاره كرده است. مديركل ارشاد درحالي به برتري مجموعه خويش در كل كشور اشاره كرده كه در بخشي از مصاحبه گفته است:" ما خود از عملکرد خودمان انتقاد داریم و هنوز کار اصلی خود، یعنی خدمت گذاری شایسته به مردم را شروع نکرده ایم." با اين وصف اگر ايشان خدمتگذاري خويش را شروع كنند احتمالا يزد در " صدور انقلاب " رتبه برتر را كسب خواهد كرد. تبصره ۴: مديركل ارشاد یزد در اين گفتگو اشاره كرده است كه : "برخي افراد كه برداشتها و انتظارات ديگري از اداره كل داشتند و دنبال مسائلي از جنبه حزب بازي بودند، از اينكه انتظاراتشان برآورده نشده ناراحت هستند و به نوعي ميخواهند عقده گشايي كنند و براي پاسخگويي به اين افراد ما فرصت نداريم." خوب! آقاي عجمين قبلا رئيس دفتر آيت الله مصباح يزدي بوده اند. قاعدتا پس از آمدنش به يزد ، مثلا حزب مشاركت يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي توقع حزب بازي از او نداشته اند. تصور درست تر اين است كه دوستان اصولگرا توقع اينچنيني داشته اند. كاش مديركل ارشاد درباره اين افراد و نوع انتظارات بيشتر سخن مي گفتند. و همچنين اينكه آيا شده كه ايشان هم انتظاراتي از فرد يا نشريه اي داشته باشند ولي برآورده نشده باشد؟ پاسخ درخواست دومي به گمانم رازگشاتر خواهد بود.