تبليغاتX
ایساتیس - رنج اكثريت يا رضايت اقليت؟
خبری - تحلیلی

یکی از شایعترین ابهامات طرح شده علیه دولت خاتمی، رواج رنج جمعي در ميان لايه هايي از جامعه بود. جمعي كه مدعي تدين بودند و اعتقاد داشتند زمزمه رابطه با آمريكا، نگرش دولت خاتمي در حوزه فرهنگ با محوريت دفاع از آزادي بيان و نشر، تلقي اصلاح طلبان در حوزه اجتماعي مانند پذيرش تنوع و احترام به حق انتخاب پوشش و امثالهم را باعث رنجش خويش مي دانستند. اگرچه اقليت بودند ولي به سبب سهم حداكثري در قدرت ، چنين رنجي را بر نمي تافتند. نكته اينكه بسياري از اين سياست هاي به ظاهر رنج آور ، از جانب اكثريت مورد استقبال قرار مي گرفتند و به جرات مي توان گفت اگر خاتمي و دوستانش در حوزه اقتصاد ، آستين را دو چندان بالا مي زدند ، رضايت نسبي در تمام سطوح فراهم شدني بود. در سوي ديگر ، مخالفان منش خاتمي ، ابايي ندارند كه سياست هايي اتخاذ كنند كه موجب رنجش اكثريت شود. مثلا فشارهاي اقتصادي به حداكثر برسد. در اثر تحريم ، از هم گسيختگي اقتصادي و هر عامل ديگر. يا اينكه محدوديت هاي اجتماعي را شدت بخشند. باب فرهنگ را ببندند و نهادهاي مدني را سوغات فرنگ پنداشته و بستر تعطيلي اشان را فراهم سازند. توجيه اين جنس حاكمان از سويي حفظ استقلال كشور و از سوي ديگر حراست از فرهنگ خودي است. بديهي است كه در اين ميانه اگر اكثريت ( ملت ) هم رنجي متحمل شوند، عجيب نيست و طبيعي است. به عبارت ديگر استدلال اين است كه مردم گاه بايد براي سربلندي حاكمان خويش - كه با سربلندي مملكت يكي پنداشته مي شود- ، رياضت كشند. زمانش هم مهم نيست. ممكن است از يك تا چندين سال طول كشد. اما سوالي درباره اين استدلال؛ اگر فلسفه حكومت در يكي از پذيرفته شده ترين اصول ، تامين رفاه و رهايي دادن مردم از رنج است ، اتخاذ سياست‌هايي كه سبب رنجش مردم مي شود ، چه تناسبي با حكومت داري دارد ؟ چنين روشي بر پايه كدام فلسفه استوار است؟ در واقع اين چه معادله اي است كه بايد اكثريت براي رضايت اقليت ،‌ رنجش ها را تحمل كند؟ و ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/02ساعت 14  توسط رضاحقیقت نژاد  |