|
خبری - تحلیلی
|
همین که تاکسی در چاله توي كوچه افتاد ، غرولند راننده تاكسي شروع شد: بعضي ها پدرشون را واق كرده اند. پرسيدم : يعني چه؟ با لهجه غليظ يزدي گفت: پدري به پسري گفت كه عاقت مي كنم و از ارث محروم و .... پسر گفت : عيبي ندارد. من هم تو را واقت مي كنم. پدر گفت : واق يعني چه؟ پسر گفت: كاري مي كنم كه مردم شب و روز به تو فحش بدهند...