|
خبری - تحلیلی
|
۱- صدور این بيانيه درباره يك حادثه ، پس از گذشت چندين روز، اگر و اماهاي فراواني برجاي مي گذارد؟ از منظر سياسي نمي توان اين حركت را درست دانست. استاندار يزد اگر آن حادثه را اينچنين مهم مي دانست و با آن مخالف بود، بايد در نخستين روز حادثه اعلام موضع مي كرد نه اكنون.
۲- اعلام علني ارشدترين مقام سياسي استان مبني بر اينكه به دليل تقويت برداشتهاي غير صادقانه اقدام به صدور اين بيانيه كردم ، نگران كننده است. اگر همين برداشت سازان دوباره و به صورت غير صادقانه ،استاندار يزد را وارد يك جريان سياسي كنند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا هر بار ورود استاندار يزد به يك جريان سياسي، تنها منجر به صدور بيانيه خواهد شد؟ ممكن است جريان هاي سياسي تازه و گسترده تري در پيش باشد، استراتژي عدم ورود به اين جريانات حتي در صورت به مخاطره افتادن امنيت سياسي و عمومي شهر ، آيا باز هم پابرجا خواهد بود؟
۳- امام جمعه شهر يزد به دليل عضويت در مجمع روحانيون سياسي و استاندار يزد به دليل عضويت در شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي به طور طبيعي داراي اختلاف سليقه سياسي هستند. در مديريت مسائل كلان استان اما ناگزير بايد از گسترش اختلاف سليقه خودداري كنند. بديهي است در مورد مسائل اجرائي كمتر اين اختلاف سليقه هاي احتمالي علني شوند. در حوزه مسائل سياسي ولي به دليل تنوع تركيب هوداران سياسي اين دو مقام ، در آينده باز هم شاهد بروز چالش خواهيم بود. مسلم است بدليل انتظارات هواداران ، شرايط اظهارنظر براي مقامات ارشد در اين حوز ها سخت خواهد بود. به عنوان مثال در جريان انتخاب استاندار يزد ، برخي هواداران امام جمعه كه در عين حال مخالف برگزيده شدن عاصي بودند، انتظار داشتند حجه الاسلام صدوقي ، موضع مخالفت آميز و علني بگيرد. در حادثه اخير هم بدون ترديد برخي از هواداران استاندار دوست داشتند اين بيانيه صادر نشود. اين وضعيت هاي طبيعي اما در عرصه سياست يزد به گونه اي خارق العاده ، نامانوس و شگفت انگيز جلوه داده مي شود. به نظر من فضاي سياسي و نحوه رفتار سياسي در يزد بايد از اين منظر مورد كنكاش بيشتري قرار گيرد.
۴-- در روزهاي اخير جمع زيادي از هواداران امام جمعه يزد حركت مخالفان وي را محكوم كردند. اين محكوميت ها هنوز ادامه دارد. در اينكه محكوميت حركت هاي افراطي درست است ، شكي نيست . اما آيا دوستان توجه كرده اند وقتي هزينه مخالفت با يك چهره سياسي عضو يك نهاد اصلاح طلب ( كه در حاشيه قدرت قرار گرفته است)، اينقدر افزايش مي يابد ، در آينده نزديك هزينه مخالفت با يك چهره سياسي عضو يك نهاد اصول گرا (كه اكنون سوار بر اسب قدرت است )، چقدر بالا مي رود؟