|
خبری - تحلیلی
|
دوستی محترم درباره چند شماره تازه خاتم یزد ، نقدی مفصل نوشته اند و از بسیاری از موضوعات گله کرده اند. سعی می کنم این گلایه ها را به طور خلاصه پاسخ گویم:
انتقاد : آن چه که از شمایل روزنامه های کثیر الانتشار این مرز و بوم بر می اید جدای از کلیشه ای نبودن انتظار خاصیت حفظ اطلاعات منطقه ی مورد نظر و به قولی بومی بودن را داریم.
توضیح: در سه شماره منتشر شده چنین چیزی مورد توجه قرار گرفته و بیش از 50 درصد مطالب درباره رویدادهای منطقه ای است. برخی مطالب هم زمان و مکان ندارند، مثل مطالب بهداشتی .
انتقاد: در صفحه ی نخست٬ همچون دیگر روزنامه ها مسلما باید به دنبال تیتری استانی و یا در صورت اهمیت موضوع منطقه ای باشیم که بر روح روزنامه و اصولا صفحات ابتدایی آن تاثیر گذار است. استفاده از اخبار تکراری و یا موضوعاتی که تاریخ مصرفشان این روزها تمام شده و مجددا به کارخانه بازگشت داده شده اند جای بسی تامل دارد که در این مورد خاتم یزد٬ به نظر من چندان قوی ظاهر نشده است. از دیگر سوی٬ عدم تجربه ی کافی تحریریه و کاربرد سرمقاله های کاملا کلیشه ای از تبریک روز زن گرفته تا جنایت بیجه همگی آن لطافت نوشته های هراز گاه آذریزدی ها را از بین برده است و زمختی روزنامه را به رخ می کشد.
توضیح : سخن عجیبی است . در سه شماره نخست هیچگاه چنین موضوعی رخ نداده است. انحلال یا فروش باشگاه شهید قندی ، اظهارات جنجال آمیز یک فعال اصولگرا ، کشته شدن شش زانر یزدی در حادثه تروریستی کوفه ، جیره بندی آب در روستای یزد و اعتراض کارگران یزدی علیه وزیر کار همراه با سرمقاله هایی از مهدی آذریزدی ، سرمقاله ای درباره تعیین معاون سیاسی امنیتی و همچنین حوادث لبنان ، اگر تکراری و تاریخ مصرف گذشته هستند، باید منتظر معجزه ماند برای خلق سوژه های غیرتکراری و مرتبط.
انتقاد: استفاده از چند تیتر در صفحه ی ۱ با فونت یکسان و پر کردن همزمان گوشواره ها با تیترهای مشابه یا با اهمیتی بیشتر از موضوع تیتر ۱ به نظر می رسد از خطاهایی باشد که به سهو دوستانمان در این روزنامه مرتکب شده اند. البته تبلیغات صفحه ی اول و نیم صفحه ی پایینی را نیز نباید فراموش کرد که اغلب قبل از بسته شدن تیتر یک به فروش رفته اند. با این حال٬ عملکرد کادر فنی در کاربرد اصول صحیح عکاسی و استفاده از عکس هایی که کاملا به موضوع مرتبط باشد بر شدت و ضعف تناسب خبر افزوده است. ستون هایی مانند اخبار کشور آن قدر قدیمی شده اند که در روزنامه ی خاتم به دنبال آن نگردیم. کاش به جای این مورد حداقل از روزنامه ی شرق درس بگیریم و هر هفته یک روز را به شهرستان ها اختصاص بدهیم تا هم روزنامه صورتی جذاب تر به خود گیرد و هم شهرستان ها قدرت رقابت با یکدیگر را پیدا کنند.
توضیح : جزء بحث انتخاب عکس که به علت محدودیت امکانات و منابع است ، بقیه انتقادات ناوارد است و تعجب برانگیز. انتقادات وارده به صفحه دوم صحیح است و بخش عمده آن به اصرار تحریریه خاتم یزد برای اولویت دهی به مسائل استانی و محدودیت های فراوان از حیث نویسندگان فعال ، سوژه ها ، روحیه محافطه کارانه بر می گردد. در مورد صفحه شهرستان ها هم در حال برنامه ریزی هستیم. البته روزنامه شرق صفحه استان ها دارد ، آنهم به صورت خیلی ضعیف و نامرتب.
انتقاد : آن روزها که روزنامه به چهار صفحه خلاصه می شد داستان های مریم حیدر زاده !!!!!و شعرهای ترانه مصطفوی !!!! را نیز می شد در این صفحه یافت. با این حال این بار که روزنامه را گشودم خبری از آن نوشته های دست چهارم و پنجم ادبیات مرز و بوم ندیدم .
توضیح : البته نه آن وقت چنین بود و نه اکنون. زمانی برخی داستان های کوتاه که بر اساس وقایع حقیقی نوشته می شدند ، وجود داشت که از قضا بیشترین مخاطب را در میان خوانندگان داشت. بد نیست دوستان روشنفکر بدانند که صفحات ورزش و حوادث بیشتر مخاطب را در میان خوانندگان دارند ، نه نوشته های پست مدرن .
انتقاد: اين روزنامه استاني نيست. هفته نامه ايست که کپي برداري اش معرکه است و حتا جسارت اديت مطلب فلان نويسنده را که از وبلاگش برداشته به خود نمي دهد و با همان غلطهاي تايپي ايشان مطلب را به دست چاپ مي سپارد.
توضیح: البته که چنین است و اساسا نسخه های تازه خاتم یزد ، در قالب هفته نامه چاپ می شود و هنوز شکل و شمایل روزنامه بخود نگرفته است . در مورد بعد هم بحث جسارت نیست ، فراموشی بوده است و چنین مچ گیری هایی برای اثبات حرف های خویش ، مایه تعجب است، حداقل از دوستانی اینچنین. در مورد صفحات صنعت و فناوری و همچنین صفحه آخر هم انتقاداتی به درستی وارد شده که قطعا در شماره های آینده به چشم نخواهند خورد.
انتقاد: با اين حال هرروز به دوستان خود توصيه کرده ام بياييد دست در دست هم به کمک سردبير اين روزنامه بشتابیم و وي را که دوست دارد همه ي کارها از تايپ و صفحه بندي تا چاپ و انتشار را خود انجام دهد از اين همه درد سر برهانيم.
توضیح : البته که نه دردسری است و نه چنین روندی در پیش است. اکنون در خاتم یزد هفت نفر به طور ثابت کار می کنند و مجوز بکارگیری 8 نفر نیروی ثابت دیگر هم دریافت شده و همچنین قرار است تا سقف 10 نفر هم به طور پاره وقت جذب شوند. بدین سبب نه سردبیر چنین امکانی دارد و نه چنین چیزی ممکن است. در مورد دوستانی که نویسنده با ایشان رایزنی کرده است نیز کوتاه اینکه گشتم ، نبود ، نگرد ، نیست. چیزی نمانده که نزد برخی از این دوستان برای مطلب گدائی کنیم. خیلی لطف کنند ، می گویند چیزی در وبلاگم نوشته ام ، برو بردار کار کن. به فرض هم نویسنده درست می گوید. آیا بد است که فردی زحمت کارهای اجرائی جمعی روشنفکر بر دوش کشد و فقط ایشان زحمت بکشند و تراوشات فکری خویش قلمی کنند و بعد هم اگر حال و حوصله داشته باشند ، مطلب چاپ شده اشان را بخوانند. روزنامه شرق که موجب مباهات دوستان است ، حدود دویست نفر همکار ثابت و چند صد نفر همکار پاره وقت دارد.چند نفر از دوستان حاضرند به خاتم یزد افتخار همکاری بدهند.
پیشنهاد ساده : سه صفحه متناسب با حال و هوای دوستان در خاتم یزد وجود دارد : سیاست ، ادبیات و اندیشه و فرهنگ و هنر. از هفته آینده ، پنج نفر از دوستان ، هر هفته یک صفحه را به انتخاب خودشان تغذیه کنند . به طور کامل ، با انتخاب سوژه ، سیاست گذاری و حتی صفحه آرائی.
نکته آخر : نویسنده تاکید کرده است که با کادر محدودي مثل اين کادر واقعا ۸ صفحه روزنامه در آوردن معجزه است. لالایی خوبی بود. ولی چنین معجزه ای امکان پذیر است و به قول برادر احمدی نژاد ، می شود و می توانیم. برای همین توانستن است که تحریریه خاتم یزد بار دیگر از همه دوستان و نویسندگان برای نوشتن در خاتم یزد دعوت می کند. فکر ما این است که تریبون مناسبی برای بیان افکار شما باشیم. امید که شما دوست داشته باشید از این تریبون استفاده کنید.