تبليغاتX
ایساتیس - فرهنگ ميزباني
خبری - تحلیلی
 
۱- جلوی در هتل .... یک اتوبوس نارنجی خوشگل ایستاده بود. بیست سی تا پیرمرد و پیرزن ژاپنی با چهره های بشاش و خندان ، در حالي كه از سر در  هتل عكس مي گرفتند به سوي اتوبوس روان بودند. همگي فوق العاده سرحال ، تميز و با رفتاري كاملا محترمانه. جلوي اتوبوس ، دقيقا در محل سوارشدن توريستها ، دو كارگر شهرداري با لباس هاي نارنجي بسيار زشت ، قيافه اخمو و ظاهر كثيف ، در حال ريختن آشغالها داخل گاري بدريختشان بودند. طوري كه بخشي از گرد و خاك را تقديم توريستها مي‌كردند. به عنوان بدرقه راه و هديه فرهنگي. راننده اصفهاني سر و صدا كرد و مدير هتل متوجه شد و كارگران را راهنمايي كه كرد كه حداقل ده دقيقه ديگر اين كار را انجام دهند. 
۲-  یکی از کانالهای ایتالیایی برنامه ای مستند درباره ی ایران نشان داده است. اول روايت يك وبلاگ‌نويس ايراني مقيم ايتاليا را درباره اين مستند بخوانيد: "در اين مستند، یک جهانگرد تیپیکال اروپایی غربی با موهای بور و قدی بلند به ایران رفته بود و داستان سرایی کرده بود. این جهانگرد وقتی می خواست از این شهر به شهر بعدی برود سوار شتر می شد و شتر سواری می‌کرد. به تخت جمشید رفت و گفت در فارسی نام پرسپولیس پارسه است. در مورد ستونها تخت جمشيد حسابی داستان گفت اما یادش رفت حرف بزند در مورد کنده کاری ای که هدیه دادن ۲۸ ملت مختلف به پادشاه ایران را نشان می دهد. تازه! قبر سیروس را به عنوان قبرِ داریوش بزرک نشان داد. به نقش رستم رفت اما کنده کاری ای که امپراتور روم در برابر امپراتور پارسها -بهرام -زانو زده است و طلب بخشش می کند را ندید. به نقش رستم رفت اما به پاسارگاد و قلعه ی فیروزآباد و بهشت گم شده و آبشار مارگون نرفت .با زرتشتی‌ها حرف زد و .... بعد از نمايش این مستند ، صاحبخانه ام گفت كه حالا دوست دارد یه سفر به ایران بیاد و ایران را ببیند. میپرسید هند همسایه ایران است؟ و وقتی من گفتم نه حرفم را باور نمی کرد. می گفت در فیلم گفته شده است هند همسایه ی ایران است. می پرسید آتشِ مقدس چاک-چاک (‌ چك چك )‌چگونه دوهزار سال روشن مانده است. و وقتی من گفتم مردم پشت سر هم هیزم روی هیزم گذاشته اند، کلی تعجب کرد."
خوب اين دو تصوير شايد كمك كند به اينكه دنيا چه نگاهي ( تازه از دريچه مثبت )‌ به ما دارد و ما براي اشاعه اين نگاه مثبت و همه گير شدنش و همچنين دادن اطلاعات درست به آنها، چه تلاشها كه نمي‌كنيم. تلاش هايي آگاهانه كه رفتار نادانسته آن كارگر شهرداري تابلوي كوچكي از آن است.  
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/11ساعت 7  توسط رضاحقیقت نژاد  |