|
خبری - تحلیلی
|
کسانی که این روزها پیگیر اخبار سیاسی هستند ، بسيار شنيده اند كه استاندار يزد استعفا داده ، ميدهد و يا بايد استعفا دهد.ترديدي نيست كه اين خبرها نادرست هستند ولي چرا اينقدر زودهنگام و پرقوت مطرح شدند.نكته اول به اختلافات دروني اصولگرايان يزدي و نارضايتي برخي از آنها از عملكرد ابوالقاسم عاصي برميگردد. در واقع منابع شايعات طرح شده عليه استاندار در قدرتمندترين نهادهاي اصولگرا واقع شده اند.نكته دوم اينكه امروز هواداران دولت نهم ، بين مشت هاي گره كرده احمدي نژاد و سيماي معصومانه عاصي ارتباطي نمي يابند، امري قابل پيش بيني بود. اين تضاد در واقع به حجم انتظاراتي برمي گردد كه در پي انبوه شعارها و وعده هاي احمدينژاد ايجاد شد.به عبارت دقيقتر ، استانداران و انبوه مديران مياني، تاوان شعارهايي را ميپردازند كه سر داده شد و برنامهاي براي تحقق آنها وجود نداشت و نخواهد داشت.به نظر ميرسد نارضايتي هايي كه اكنون وجود دارد و متهم رديف اولش مديران مياني و مشاوران آنها هستند ، با گذشت زمان سمت و سويش را به سوي مديران ارشد و شخص احمدي نژاد تغيير خواهد داد و نادرستي بسياري از وعده ها را به او گوشزد خواهد كرد. اما آيا اين يادآوري ها نتيجه اي دربر خواهد داشت؟ به نظر من نه! احمدي نژاد اكنون در روياهاي خود نه كه سوداي آباداني ايرانيان را در سر دارد كه براي همه جهان نقشه توسعه مي كشد.به وعده تازه اش براي تاسيس يك صندوق بين المللي و كمك به كشورهاي فقير از محل افزايش قيمت نفت توجه كنيد. او واقعا احساس بزرگي مي كند و هيچ ترسي از قرباني شدن در راه رسيدن به هدفش ندارد. چون هدفش را مقدس ميداند. ولي كاش پاي قرباني شدن روياهاي او در ميان بود. پاي روياي هزاران پير و جواني در ميان است كه واقعيت هاي تلخ زندگي ، همه آرزوهايشان را قرباني كرده است.