تبليغاتX
ایساتیس

ایساتیس

خبری - تحلیلی

هرچند پياز داغش زياد بود ولي سپاس آقاي كشكول .
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 11  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

در این چند روزه که گذشت لطف بی شمار دوستان و عزيزان شرمنده ام ساخت. درباره چند موردش به اختصار نكاتي را می نویسم.

۱- همانگونه که نوشته بودم نام برخی دوستان بزرگوار را فراموش کرده بودم. مثلا علي اكبر جعفري ندوشن كه حق بسيار گردن اينجانب دارند ، پیام شمس الدینی ، رضا سالياني ، اميرحسين جلالي ، سيد مرتضي فخر موسوي ، محمد امامي ، محمد رضا ابهت و ديگراني كه از ايشان عذرخواهي مي كنم. مطمئنا هميشه سپاسگذار ايشان خواهم بود.

۲- شوق الشعرا به روال سابق حقير را نواخته است. به هر حال سليقه ايشان اينجور حكم مي كند. من براي ايشان آرزوي موفقيت مي كنم. فقط درباره بردن نرم افزار و وسايل دفتر كه ابراز تعجب  كرده بودند، فكر كنم اين حق من باشد كه وسايل شخصي ام را يك سال و شايد چند سال به رايگان در اختيار روزنامه اي بوده است ، با خود ببرم.

۳- حسين مسرت كه خود در سال هاي اخير كمك موثري براي انتشار خاتم بود و در مجموع سهم بزرگي به گردن فرهنگ و هنر يزد دارد ،‌در نوشته اي سخت شرمنده ام ساخته است. گمان مي كنم تحولي كه حسين مسرت در مطبوعات يزد از آن ياد مي كنند ، محصول تلاش يك نسل است نه شخص. مثلا كوشش هاي اميرحسين جلالي  به همراه پيام شمس الديني و متين غفاريان در پرگار و حتي قبل از آن همراه با عماد بهاور در تدبير و توسعه . زحمات جواد آذرنگار ، علي صالحي و ... در بشارت نو و همچنين تلاش هاي تحريريه سابق و امروز خاتم يزد. حضور اين نسل تازه را حتي مي توان در سايت ها هم ديد. مثلا مهدي زمان زاده در يزدنا و بچه هاي خبرگزاري ايسنا- منطقه يزد و خورشيدنام در پانا. از سوي ديگر امير ترقي نژاد ، سعيد شهريار، حامد رئيس يزدي و مجيد جواديان و ...را هم مي توان مثال زد . تازگي ديده ام كه اين نسل اثرش را در ويژه نامه هاي استاني هم برجاي گذاشته است. به عنوان نمونه ويژه نامه هاي استاني اعتماد ملي را ببينيد. حتي فعاليت دوباره شوق الشعرا در سايت هاي شخصي اش كمك زيادي به هيجان بخشي به فعاليت هاي اين نسل جديد كرد. شايد تنها هنر من و امثال من اين بود كه از مشورت ، همراهي و توان اين نسل بهره مي برديم.

۴- همسرم در نظر خود از استعفاي من اظهار خوشحالي كرده است. چرا؟ واقعيت اين است كه در زندگي ، من چون بسياري از روزنامه نگاران ، بسياري از ارزش هاي مطلوب را فداي كار مي كنيم. هميشه يادم هست كه آقاي اركان ، مدير مسئول روزنامه پيمان ناله مي كرد كه آقا ما مشكل مالي نداريم – البته ما اين مشكل را هم داشتيم – ولي در زندگي مانده ايم و فرصتي براي خانواده باقي نمي ماند. تجربه خاتم يزد درستي حرف هاي اركان را برايم ثابت كرد. واقعا بي توجهي و كم تجربگي من در اين سال ها ، در بسياري از اوقات سبب رنجش همسرم شد. جالب اينكه در اغلب مواقع گذشت و لطف او سبب حل مشكلات شده است. در واقع مي توانم بگويم از مهمترين جنبه هاي خوشحالي امروزم ، خوشحالي اوست. حتي اگر اين خوشحالي به خاطر استعفا و يا رفتن از يزد باشد. اميد كه لطفش را در فرصت هاي مناسب جبران كنم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 9  توسط رضاحقیقت نژاد  |