يه مدت پيش، زلزله اي در هند رخ داد. مراكز اطلاع رساني از كار افتادند. يك وبلاگ نويس موفق شد تيمي تشكيل دهد ، به مناطق زلزله زده برود و كلي خبر و گزارش تهيه كند. اين تلاش چنان جدي و فراگير بود كه اين گروه در عرض ۱۲ ساعت به مهمترين منبع خبري رسانه هاي معتبر جهان مانند شبكه سي ان ان تبديل شدند. ديروز هم يك زلزله سياسي در ايران رخ داد. ديشب و امروز كه وبلاگ هاي استان و حتي كشور را مرور كردم، كمتر نشاني از خبر رساني درباره اين رويداد مهم يافتم. در صورتي كه وبلاگ ها مي توانستند سريعترين و مهمترين كانال اطلاع رساني درباره انتخابات ، نتايج ، حاشيه ها و حتي تخلفات احتمالي اش باشند. اين تنبلي ها به خوبي نشان مي دهد كه چقدر در اين حوزه ، نامنجسم و عقب افتاده هستيم. شايد برخي تحليل كنند كه اغلب وبلاگ ها غير سياسي هستند. ممكن است كه درست باشد ولي آيا آنها نبايد درباره مهمترين رويداد محل زندگي اشان واكنشي نشان دهند؟خواه سياسي باشد ، خواه ورزشي و يا اجتماعي.
همین که تاکسی در چاله توي كوچه افتاد ، غرولند راننده تاكسي شروع شد: بعضي ها پدرشون را واق كرده اند. پرسيدم : يعني چه؟ با لهجه غليظ يزدي گفت: پدري به پسري گفت كه عاقت مي كنم و از ارث محروم و .... پسر گفت : عيبي ندارد. من هم تو را واقت مي كنم. پدر گفت : واق يعني چه؟ پسر گفت: كاري مي كنم كه مردم شب و روز به تو فحش بدهند...
صبح در مسیری که می آمدم، در خيابان تيمسار فلاحي ، جنب پارك آزادگان ، پايگاه مقاومت بسيج خبر از برگزاري نشستي با حضور حجه الاسلام مدرسي داده بود. درباره جلسه ديگري هم اطلاع رساني شده بود. نظير اين جلسات در هر كوي و برزن، مسجد و يا پايگاه مقاومت ، هر روز به تعداد فراوان برپاست. صدا و سيما هم با گستردگي تمام در كار تبليغ دين است. مطبوعات ، روضه خواني ها و سفرهاي زيارتي هم در اين مسير قرار دارند. روحانيت هم در تماس مداوم با مردم است. نهادهاي دولتي بسياري در امر تبليغ دين فعال هستند.مهدهاي قران ، كلاس هاي دانشگاهي، حوزه هاي علميه و وقت قابل توجهي از وقت مدرسه ها هم آموزش آموزه هاي ديني اختصاص دارد..... حال شما همينجوري، سرسري، ميزان وفور يا نهادينگي ادبيات و آموزه هاي ديني مثلا پرهيز از غيبت ، دروغ ، تهمت ، رعايت حقوق ديگران ، نظم ، پاكيزگي و ...، را در زندگي روزمره جستجو كنيد. چه مي يابيد؟! نتايج محتمل: ۱- اينهمه هزينه براي تبليغ دين كردن، بيهوده است. ۲- اين روش ها براي تبليغ دين ، بيهوده است ۳- آموزه هاي ديني ، چيزي براي عرضه ندارند. ۴- انسان ها چيزي ياد نمي گيرند. ۵- ما عرضه تبليغ دين را نداريم.... نظر شما چيست؟
